السيد جعفر السجادي
426
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
مشتمل بر انواعى ) منقسم مىگردد . ( كيف مختص به كمّ ، كيف محسوس ، كيف قوه و كيف لاقوه ، كيف استعدادى ) زيرا كه كيف غير مختص به كمّ يا از باب كمالات و يا از باب استعدادات است . آن كيفى كه از نوع كمالات است يا كيف محسوس و يا كيف غير محسوس است . قسم اول از دو قسم اول ( يعنى كيف محسوس ) بعضى ثابت و راسخ در محلاند كه آن را كيف انفعالى نامند ( مانند لطافت و ظرافت در بعضى از اجسام و احجار كريمه و زيبايى اندام در انسان و يا حيوان ) و بعضى غير ثابت و قابل زوالاند ( مانند زيبايى و نقش و نگار در صورت زن و يا مرد كه پس از مدتى زايل گردد ) كه آن را انفعال مىنامند ( چون به علت عدم ثبات و رسوخ شباهت كامل به مقولهء ان ينفعل يعنى تأثر تدريجى دارند . بر خلاف قسم اول كه ثابت و راسخ است و بدين جهت يا نسبت بر آنها افزودهاند . زيرا به قول ادبا زيادت مبانى دلالت بر زيادت معانى مىكند ) . « 1 » قسم دوم از دو قسم اول ( يعنى كيف غير محسوس ) نيز بعضى ثابت و راسخ در محلاند كه به نام ملكات ناميده مىشوند ( مانند علم و شجاعت و امثال آن ) و بعضى غير ثابت و به زودى قابل زوالند ( مانند سرخى در شخص خجل و زردرويى در شخص ترسان ) كه به نام حالات ناميده مىشوند و هر دو قسم از جنس كيفيات ، مختص به موجوداتى هستند كه داراى نفس مىباشند و اما قسم دوم از دو قسم اول ( يعنى استعدادات ) بعضى از آنها كيفياتى است از باب تأبّى و امتناع ( از قبول حالت و اثرى مخالف ) مانند صلابت ( در جسم ) و مصحاحيت ( يعنى نيرو و قوه اسقامت در برابر امراض ) نه صحت و اين قسم از كيفيت به نام قوهء طبيعيه ناميده مىشود ، خواه در امرى محسوس و يا در امرى غير محسوس باشد و بعضى از آنها براى قبول و پذيرفتن اثرى است ( از غير ) مانند لين ( يعنى نرمى و روانى جسم كه آن را براى فصل و وصل و پذيرفتن هر شكلى آماده مىكند ) و يا مانند ممراضيت ( يعنى آمادگى مفرط بدن براى قبول مرض ) نه مرض و اين هر دو قسم از كيف ( چه آنكه براى تابى و امتناع از قبول اثر و چه آنكه براى قبول و پذيرش اثرى است ) به نام قوهء غير طبيعيه ناميده مىشوند . كيفيات محسوسه عبارتند از كيفياتى كه به وسيلهء حواس پنجگانه ظاهرى ادراك مىشوند . آنهايى كه به وسيلهء حس لامسه ادراك مىشود ، عبارتند از كيفيات چهارگانهء اوليه ( يعنى حرارت و برودت و رطوبت و يبوست ) و لطافت و كثافت ( يعنى زبرى و خشونت ) و لزوجت و هشاشت ( يعنى نرمى ) و جفاف ( يعنى خشكى ) و بلّه ( يعنى نم و رطوبت ظاهر جسم ) و ثقل و خفّت . آنچه به وسيلهء حس باصره ادراك مىشود عبارت است از نور در درجهء اول و سپس اشيايى كه نور بر روى آنها تابيده ، در درجهء دوم ، آنچه به وسيلهء حس سامعه ادراك مىگردد عبارت است از اصوات و حروف و عوارض آنها ( يعنى نغمات و اصوات و اشكال مختلف در حروف ) و آنچه به وسيلهء حس ذايقه ادراك مىگردد عبارت است از نه ( 9 ) طعم حاصل از فعل و تأثير سه كيفيت حرارت و برودت و كيفيت معتدل ما بين حرارت و برودت در سه مادهء لطيف و كثيف و مادهء معتدل ما بين
--> ( 1 ) ترجمه شواهد ، صص 38 - 39 .