السيد جعفر السجادي

383

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

ق قابل - قابل يعنى قبول كننده چنان‌كه فاعل به معنى كننده كار است و كسى كه فعلى را انجام مىدهد فاعل گويند و قابل به معنى پذيرنده فعل است و فرق آن با فاعل آن‌كه قابل بما هو قابل مقتضى مقبول خود نيست و فاعل بما هو فاعل تهيؤو و استعداد و استحقاق وجود مقبول است و نسبت فاعل به مفعول خود به وجوب است و لكن نسبت قابل به مقبول خود بالامكان است زيرا كه فاعل تام موجب فعل است و قابل موجب و مستلزم قبول نيست گر چه درست است كه قابل و مقبول ذهنا و از لحاظ مفهومى متضايقان‌اند . « 1 » يكى از مباحث مورد توجه ملا صدرا اين است كه آيا جايز است كه يك امر بسيط هم قابل باشد و هم فاعل ، هم مؤثر باشد و هم متأثر ، وى گويد : اگر قبول به معنى انفعال و تأثر باشد يك چيز نتواند متأثر از نفس خود باشد يعنى هم مؤثر باشد و هم متأثر و اگر قبول و مقبول صفت كمالى قابل باشد يك چيز نتواند مستكمل به خود باشد . ملا صدرا بر آن است كه كسانى كه گويند يك چيز به دو اعتبار مىتواند قابل و فاعل باشد به طور مطلق درست نيست . و هيچ شىء مستكمل به خود نيست . به نظر مىرسد كه منظور از طرح اين مبحث اثبات مبدأ المبادى باشد . قادر - قدرت . « 2 » قادسات - مراد عقول مفارقه‌اند كه مقدس و منزه از ماده و شوائب مادىاند . « 3 » قاعدهء امكان اشرف - در ضمن بعضى از مسائل به طور خلاصه و اشاره گفته شد كه فلاسفه به استناد قاعدهء امكان اشرف مسائل بسيارى را حل كرده و وجود بسيارى از وسايط را ثابت كرده‌اند . مفاد قاعده آن كه ، هر گاه موجود ممكن تحصّل و وجود يافته باشد بالالتزام بايستى موجود ممكن اشرفى هم قبل از آن موجود شده باشد كه علت آن باشد بنابر اين قبل از اجسام و جسمانيات مجرداتى مانند عقول و نفوس موجود شده‌اند و مبناى اين قاعده اصل امتناع صدور كثرت از واحد است و بالجمله مفاد اين قاعده اين است كه ممكن اشرف بايد اقدام باشد در مراتب وجود از ممكن اخس و اين‌كه هر گاه ممكن اخس موجود باشد ناچار

--> ( 1 ) مبدأ و معاد ، ص 48 و اسفار ، ج 2 ، سفر 1 ، صص 75 ، 176 . ( 2 ) اسفار ، ج 3 ، صص 8 - 10 . ( 3 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 162 .