السيد جعفر السجادي

371

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

غايت حوادث و حركات ايجاد ماهيات نوعيه است و آن‌ها را نيز غايتى است و بالجمله هر يك از حوادث و حركات را غايت متعدد است . علت غايى يا واقع است در تحت كون يا برتر از كون است . هر گاه واقع در خيطهء كون باشد يا موجود در قابل است . مانند وجود صورت خانه در گل و خشت و غيره براى بنا و يا موجود است در نفس فاعل مانند اسكان در آن و در هر صورت غايت سبب اول است در تمام آن‌ها براى ساير علل زيرا اگر غايت هر فعلى متصور فاعل نباشد فاعل فاعل نخواهد بود و لكن غايت در وجود خارجى معلول است براى ساير علل موقعى كه واقع تحت الكون شود . غايت به قياس به فاعل كه موجب كمال فاعل است خير است پس اگر نسبت به فعل داده شود غايت است و اگر نسبت به فاعل داده شود خير است و بالجمله به قياس به فاعل خير است . « 1 » غايت غايات تمام موجودات عبارت از خير اقصى است . غايت يا عام است و يا خاص و غايت خاصه عبارت از امرى است كه حاصل نمىشود مگر از طرق واحدى و غايت عامه حاصل مىشود از طروق متعدده . و يا جزيى است و يا كلى ، كلى مانند انتقام گرفتن از ظالم به طور مطلق بدون توجه به خصوصيات شخصى . و غايات گاه اتفاقى است و آن موقعى است كه نسبت داده شود به فاعل طبيعى . و گاه قريب است مانند صحت براى دوا و گاه بعيد است . و گاه بسيط است مانند سيرى براى اكل و گاه مركب است مانند مطلوب از تركيب چند امر . و گاه بالقوه است و گاه بالفعل مانند بودن صورت بالقوه يا بالفعل و بالأخره غاية الغايات ذات حق تعالى است كه فوق آن غايتى نيست چنان كه صورة الصور و مبدأ المبادى و حقيقة الحقايق است . ملا صدرا در باب غايت افعال اختيارى گويد : گروهى از معطله فعل خداوند را خالى از حكمت و مصلحت دانسته‌اند در حالى كه بيان كرديم كه حتى براى افعال طبيعت هم غاياتى است و اين‌كه حتى فعل كسانى كه خواب‌اند و يا سهو كننده‌اند باز هم مقرون به غايت و مصلحت است ملا صدرا به طور تفصيل ثابت كرده است كه افعال خداوند كلا و جزوا مقرون به حكمت و مصلحت است . « 2 » ملا صدرا گويد : غايت متقدم بر فاعل است و هم متأخر و گويد هر آن‌چه را كمال منتظر مىباشد و بر چيزى از چيزها در وجود متقدم است به حسب فاعليت و مبدأيت ، در كمال وجود و تماميت آن از او متأخر است . « 3 » از باب مثال اول نبات مغز و بذر است و آخر آن نيز بذر و مغز است و حيوان از آن حيث كه حيوان است صاحب نموّ و تغذيه است اولش نطفه است كه حاصل از غذاست و آخرش نيز نطفه است كه حاصل از اواخر هضم غذاست .

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، صص 21 ، 210 ، 275 . ( 2 ) همان ، ج 3 ، سفر 1 ، صص 259 - 260 . ( 3 ) تفسير ملا صدرا ، ج 2 ، ص 280 .