السيد جعفر السجادي
370
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
نتايج حاصله را غايت كار نمىگويند و بلكه فايده و نفع و خير گويند و بالجمله از ديدگاه ملا صدرا بررسى علل غايى نظام خلقت در حركات و سير خود لب حكمت و افضل مباحث آن است . ملا صدرا علت غايى را از اهمّ علل مىشمارد و گويد خلقت جهان عبث و باطل نيست كل نظام وجود به طور ارادى و غير ارادى به سوى خير مطلق در تكاپو و جنبشاند براى مزيد اطلاع عشق و شوق . ملا صدرا گويد : معلول جلوهء علت است و بلكه عين علت است زيرا گفتهايم كه علت در مرتبهء عليت واجد تمام مراتب معلولات است به اضافه امرى زايد پس مفاض همان مفيض است و در عقل و تصور ذهن علت و معلول دو هويت مستقل نيستند . معلول بما هو معلول تعقل و تصور نمىشود مگر همراه با تعقّل و تصوّر علت چون بين آن دو علاقه تضايف است و معلول را حقيقتى مستقل نيست مگر مضاف به علت و مفهومى ندارد مگر اينكه اثرى است از علت ، و علت مفيض آن بود و اصل در تقرر و مبدأ اثر علت است و تمام موجودات جهان وجود بازگشت به اصل خود كنند و آن اصل واحد بالذات و منفرد است و او را مثلى و ضدى و شريكى نيست و بقيهء موجودات شؤون او است ، اسماى او است ، نعوت و افعال او است ، او اصل است و ما بقى اطوار و طورهاى وجود ، و اظلال فيض او ، او موجود اصيل است و باقى جهات و حيثيات او است ، همهء كثرات وهميّه در جنب قهاريّت او مندك و مضمحلاند و هر آنچه نام هستى بر آن اطلاق مىشود . به جز ذات او همه شؤونات و فيوضات ذات واحد قيّومىاند و نعوت و لمعات فيض او هستند ، معاليل كلا جهات اويند همهء علل و معلولات از او منشعب و به او بازگردند كه فرمودند « إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ » « كلما فى الكون وهم او خيال او معكوس فى المريا او ظلال . » هر گاه باعث و برانگيزندهء بر فعل ، آثار و نتايج مترتبهء بر فعل نباشد آن آثار و نتايج را منفعت نامند . صدرا گويد غايت گاه نفس فاعل است مانند فاعل اول و گاه امرى ديگرى است در غير فاعل و آن يا در قابل است مانند تمام حركات كه مبدأ صدور آنها رؤيت يا طبيعت است . و يا در غير قابل است مانند كسى كه كارى را انجام دهد براى رضايت شخصى كه حصول رضايت شخص ثالث غايت باشد نه فاعل . تمام حركات و افعال را غايتى است نهايت غايت گاه « ما انتهى اليه الحركة » است و يك وقت « ما لاجله الحركة » است و حتى عبث هم غايت قوت خياليه است . غايت گاه نفس فعل است گاه نفعى است كه تابع فعل است . و بنابر اين قول به اتفاق و صدفه قول باطلى است و هيچ فعلى از افعال نيست مگر آنكه تابع علل و متبوع آثار و نتايج خاص است ، حتى طبيعت را غاياتى است و فعل نايم و ساهى را نيز غايات خاصى است حركات افلاك و تغييرات و تحولات و استحالات عالم جسمانى و كون و فساد و خلع و لبس عالم طبيعى و موجودات همه و همه هدفى دارند كه با سرعت و شتاب هر چه تمامتر به طرف هدف اصلى و مطلوب خود در حركتاند . « 1 »
--> ( 1 ) اسفار ، ج 3 ، سفر 1 ، ص 118 و ج 2 ، سفر 1 ، صص 250 - 252 .