السيد جعفر السجادي
358
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
مىشود كه موجودات همه امر و فرمان حق را درك مىكنند مبدأ خود را مىشناسند سخن او را مىشنوند زيرا امتثال امر فرع اين امور است . علم ميزان - مراد علم منطق است . « 1 » علم واجب - يكى از مباحث دشوار فلسفه بررسى علم خداوند است به اشياء كه در اين باب متكلمان و فلاسفه و عارفان بحثهاى جدل برانگيزى داشتهاند و قرنها مورد بحث و بررسى همه انديشمندان اسلامى بوده است . قبل از طرح مسائل و مباحث مربوط به آن كه قسمت بزرگى از اسفار را در برگرفته است و ما خيلى خلاصه و لب مطالب آن را بيان خواهيم كرد لب نظر ملا صدرا را بيان مىكنيم . ملا صدرا گويد علم مانند وجود است كه گاه اطلاق بر امر حقيقى مىشود و گاه بر امر انتزاعى مصدرى . همانطور كه وجود داراى مراتب است كه پارهاى از مراتب آن اشدّ و پارهاى شديد و پارهاى اضعف و پارهاى ضعيف است كه بيان شد . علم نيز همين حال را دارد در مرتبهء بسيار نازل در حد ظلمت است كه محسوسات به حواس ظاهرى است و از اين رو است كه نام علم بر اجسام و احوال آنها اطلاق نمىشود البته ملا صدرا مدركات حسّى را هم مراتبى از علم ميداند . بدين ترتيب مرتبهء اشدّ و اكمل علم ، علم خداوند است . ملا صدرا مىگويد مفهوم صفات كمال بر مفهوم وجود چيزى هم اضافه دارند و مثلا علم عبارت از وجود شىء است براى شيئى ديگر مستقل الوجود كه وجود استقلالى دارند و نه مانند اعراض و هيولى و بالجمله موجودات جسمانى در مراتب نزول به مرتبهاى مىرسند كه از خود محجوباند و نه به خود و نه به غير خود آگاهى ندارند . « 2 » اما تفصيل امر 1 - موجودى كه نام معلوم بر آن اطلاق مىشود دو گونه است يكى آنچه وجودش فى نفسه عبارت از وجودش براى مدرك خود مىباشد و صورت عينى آن همان صورت علمى او است كه معلوم بالذات است و دوم معلومى كه وجودش فى نفسه غير از وجود آن براى مدركش مىباشد و صورت عينى آن عينا صورت علمى آن نيست و آن معلوم بالعرض است . 2 - موقعى كه گفته مىشود علم عبارت از صور حاصلهء از اشياء است نزد مدرك ، مراد از معلوم آن امرى خارج از قوهء مدركه است مانند آسمان ، زمين ، سنگ ، خانه و غيره كه صورتهاى آن در قوّه مدركه است و معلوم در خارج و گاه از معلوم همان صورتها اراده مىشود و اگر گفته شود علم عبارت از حضور صورت چيزى است براى مدرك مراد از علم نفس است يعنى معلوم نفس است . معلوم است ، معلوم از ديدگاه ملا صدرا وجود نورى ادراكى خالص از غواشى ماده است . ملا صدرا گويد : معلوم شد كه وجود دو قسم است : وجود ادراكى ( ادراك ) و وجود غير ادراكى و عالم دو است . عالم غيب و عالم شهادت . غيب از لوازم وجود دنيوى است . و حضور و شهود از لوازم عالم اخروى است . بايد توجه شود . وى مىگويد : عالم غيب از لحاظ حضور علمى عالم شهادت اصطلاحى است كه عالم دنيا باشد كه
--> ( 1 ) اسفار ، ج 3 ، ص 284 و ج 2 ، ص 72 و ج 6 ، ص 167 . ( 2 ) همان ، ج 1 ، سفر 3 ، ص 150 .