السيد جعفر السجادي
346
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
در ذات فاعل متمثل بود نه در خارج ، همچنين غايت و نتيجهء حاصل از عمل كه در خارج به وقوع مىپيوندد بالمآل عايد شخص فاعل مىگردد و بازگشت به او مىكند ( خواه وجود آن غايت و نتيجه ، نيز براى خود فاعل باشد مانند باغبانى كه درختى را در زمين غرس مىكند كه نتيجه و ثمرهء آن را به دست بياورد و يا بنايى كه خانهاى را بنا مىكند تا كه خود در آن سكونت كند ، و يا اينكه وجود آن غايت و نتيجه ، براى ديگرى باشد مانند بنايى كه خانهاى بنا مىكند براى سكونت ديگرى ) پس نجارى كه سازندهء سرير است براى نشستن بر روى آن و يا بنايى كه سازندهء خانهاى است براى سكونت ديگران و يا كسى كه گامى براى انجام حاجت مؤمنى و يا براى رضاى خاطر او بر مىدارد ، همگى ، اين اعمال و افعال را براى تحصيل غرضى انجام مىدهند كه در حقيقت و بالمآل عايد خود آنها مىگردد ( مانند تحصيل رضاى خدا و يا رضا و خوشنودى نفس و يا كسب آبرو و وجاهت و محبوبيت در نظر عامه و يا طلب شهرت و جاه و نام و نشان در ميان مردم ) . علت ماديه عبارت از مادهاى است كه شىء از آن ( با تدابير طبيعى و يا صناعى ) به وجود مىآيد مانند قطعات چوب براى سرير ( و نطفه براى تكوين انسان و حيوان ) . و علت مادى همان است كه شىء با وجود آن به تنهايى ، امرى است بالقوه و صورت ( يعنى علت صورى ) همان چيزى است كه شىء به وسيلهء آن وجود مىيابد و با وجود آن از قوه به فعليت مىرسد مانند صورت سرير ( و يا مانند صورت كامل انسان و حيوان كه چندى پس از انعقاد نطفه در شكم مادر تنظيم مىگردد . ) و بايد دانست كه ماده در مقام مقايسهء آن با موجودى كه از ماده و صورت تركيب يافته ( و ماده جزيى از او است ) علت ماديه است ( و بدين نام و نشان ناميده مىشود ) و در مقام مقايسه آن با چيزى كه ماده جزء آن نيست ( يعنى صورت ) ، عنصر و يا موضوع است ( و بدين نام و نشان ناميده مىشود ) و همچنين صورت ، علت صوريه است براى موجود مركب از صورت و ماده و صورت است براى ماده . ( و صورت ، هم مقوم ماده و هم مقوم مركب از ماده و صورت است ) ولى بايد دانست كه تقويم صورت براى ماده بر منوال و بر اساس تقويم صورت براى مركب نيست . زيرا وجود صورت در قسم اول ، مفيد وجود معلول يعنى ماده است ولى نه بالاستقلال ، بلكه به معاونت شريكى ( به نام عقل مفارق ) كه نخست صورت را ايجاد مىكند و سپس به وسيلهء صورت ، ماده را تقويم مىكند . پس صورت ، واسطه در تقويم ماده و شريك العله است ( نه علت مستقل در عليت ) ولى وجود صورت در قسم دوم ( يعنى در تقويم مركب ) ، مفيد وجود مركب نيست ، بلكه مفيد وجود مركب ، شىء ديگرى است ( به نام عقل مفارق ) ولى براى صورت دخالتى است در تقويم مركب ( دخالت جزء در وجود كل و دخالت واسطه در ايجاد ) . پس ( با اين تقرير و بيان معلوم شد كه ) صورت ، مبدأ فاعلى است براى چيزى ( يعنى ماده ) و مبدأ صورى است براى چيز ديگرى ( يعنى مجموع مركب از صورت و ماده ) . پس تعداد علل ناقصه بيش از اين چهار قسم مذكور نيست . حكما گفتهاند كه فاعل گاهى بالقوه است مانند فاعلى كه هنوز شروع در عمل نكرده است و گاهى بالفعل است مانند فاعل بعد از شروع در