السيد جعفر السجادي

329

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

نفس حيوانى سوار و استوار فرموده است و اين نفس حيوانى براى نفس ناطقهء انسانى به منزلهء دابه و چهارپايى است كه بر وى سوار شده است و براى نفس ناطقه به جز مشى و راه پيمودن بر صراط مستقيم به وسيلهء اين نفس حيوانى ، وظيفه‌اى نيست . « 1 » پس اگر نفس حيوانى از وى اطاعت نمود مركبى مطيع و فرمانبر و تربيت شده است و اگر ابا كرد و نافرمانى نمود مانند مركب و اسبى عاصى و نافرمانبر است كه هر گاه صاحب آن بخواهد او را به راه راست هدايت كند نافرمانى كند و از آن راه سرپيچى نمايد و همهمه‌كنان و لگد زنان به اين طرف و آن طرف روى گرداند و به علت قوه و نيروى موجود در سرش كه همواره آن را به شدت تكان مىدهد از فرمان نفس ناطقه سرپيچى كند و چون اين مطلب معلوم شد پس معلوم مىشود كه مستحق عقوبت و عذاب در روز قيامت همان نفس حيوانيه است كه مركب نفس ناطقه است پس عذاب و عقاب بر وى وارد خواهد شد همان‌طور كه شخص سوار بر اسب هنگامى كه آن اسب نافرمانى كند و از آن راهى كه صاحبش مىخواهد طى كند سرپيچى كند و به راه ديگرى برود آن را با تازيانه يا چوب مىزند و ادب مىكند . آيا نمىبينى كه حدود شرعيه ، يعنى تأديباتى كه شارع در مورد زنا و يا سرقت و يا تهمت معين كرده است ، محل آن‌ها همان نفس حيوانيه است كه اثر ضرب و چوب و تازيانه را احساس مىكند و اين همان نفسى است كه درد و الم قتل و قطع يد و ضرب تازيانه بر پشت را احساس مىكند . پس حدود شرعيه ، قائم به جسم و بدن‌اند و محل ورود آن‌ها جسم و بدن است ولى درد و الم و احساس آن‌ها قائم به نفس حساسهء متخيله يعنى همان نفس حيوانيه است . و اما نفس ناطقه همواره در عالم و نشأهء خويش بر سعادت و شرافت خويش باقى است ( و هيچ گاه معاقب و مورد عذاب و رنج و الم و ناراحتىهاى وارد بر جسم نخواهد بود ) و اين نفس نفخه‌اى است از نفخات الهيه و منبعث از روح خدا كه در اكثر مردم موجود نيست ، ولى نفس حيوانيه نفسى است كه هيچ انسانى از آن خالى نيست . خواه اين نفس ، نفسى سعيد و سليم و مطيع و فرمانبر نفس ناطقه باشد و يا نفسى شقى و سركش و نافرمانبر باشد . پس نفس مطيع در سراى آخرت در مراتع و نقاط مختلف بهشت گام بر مىدارد ، ولى نفس عاصى و نافرمانبر ، عقاب و عذاب مىبيند ، تا آن گاه كه منقاد و مطيع گردد و اما بر اعضا و جوارح بدن ، در جهنم جز نعمت ابدى چيزى نخواهد بود و حال آن‌كه در جهنم و سراى آخرت از نظر آن كه دائما در حال تسبيح و تقديس و تمجيد و اطاعت از خداوند متعال‌اند در برابر آن‌چه كه بر آن‌ها در سراى دنيا قائم است يا در برابر آن چه كه از حدود بر آن‌ها اقامه مىگردد ، عينا نظير حال خزنه و نگهبانان جهنم است ( در اين كه هيچ‌گونه تأثر و تألمى از ناحيهء آلام و رنج‌هاى وارد بر آن‌ها ندارند بلكه آن‌ها را براى خويش مطلوب و گوارا مىپندارند ) . اشراق چهارم : در اشاره به عذاب قبر به نحوى كه بعضى از علماى اسلام بيان كرده‌اند هر كسى كه به نور بصيرت باطن خويش را در دار

--> ( 1 ) ترجمهء شواهد ، صص 458 به بعد .