السيد جعفر السجادي
300
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
است ، يا انسان موجود انسان است . « 1 » 3 - نسبتهاى ضرورى كه به واسطهء عليت ذات موضوعات باشد يعنى نفس ذوات موضوعات علت نسبتهاى ضرورى باشد چنانكه علت « بودن مثلث صاحب زواياى قائمه » اقتضاى ذات مثلث است و ضرورت آن در عين حال ذاتى است و با وصف وجود است و نه به وصف وجود . مفهوم ممتنع نيز سه گونه است : 1 - آنكه امتناع وجود به نظر به ذات آن باشد نه به واسطه عليت و اقتضاى ذات موضوع مانند شريك بارى و شر محض و معدوم مطلق . 2 - آنچه امتناع وجود محمول براى آن نظر به ذاتش باشد و نه به واسطهء عليت ذات مانند جماد بودن انسان - كه جماد بودن انسان ممتنع بر حسب ذات يعنى انسان بالذات منافى با جماد است نه اينكه علت عدم جماد است . 3 - آنچه امتناع محمول براى آن نظر به ذاتش باشد به ذاته و لكن ذات ، علت ضرورت عدم باشد مانند فرد بودن اربعه كه اقتضاى زوجيت علت نفى و امتناع فرديت است . خلاصهء كلام از ديدگاه ملا صدرا ضرورت بر چند قسم است : 1 - ضرورت ازلى 2 - آنكه مصداق حكم نفس موضوع باشد بدون علت و شرط لكن مادام اتصاف ذات موضوع و حيثيت مذكور ( مادام اتصاف ) بر نحو ظرفيت بحته باشد . نه بر نحو تعليل حكم يا تقييد آن مثال ( انسان حيوان است و انسان انسان است ) اين نوع ضرورت را ضرورت ذاتى نامند . 3 - آنكه مصداق حكم ذات موضوع باشد به اعتبار حيثيت تعليلهء خارجيه كه خارج از مصداق حكم باشد و گاه با حيثيت ديگرى كه غير ذات باشد اعم از آنكه حيثيت تقييديهء سلبيه باشد مانند « زيد اعمى » يا اضافيه باشد مانند « السماء فوقنا » يا اعتباريه باشد مانند « زيد ممكن » يا انضماميه باشد مانند « زيد ابيض » . صدق موجوديت بر واجب الوجود از قبيل ضرورت ازليه است . « 2 » و بالجمله مفهوم واجب الوجود لذاته شامل اقسامى چند است : 1 - واجبى كه ممتع باشد انتفاى محمول از آن به نفس ذاتش بدون اقتضا و عليت ذات براى ثبوت آن براى ذات يعنى حتى خود ذات هم علت براى ثبوت وجوب براى خود نباشد و هيچ عليت و اقتضايى نباشد و آن را ضرورت ذاتيهء ازليه نامند . 2 - نسبت ضرورت محمول به موضوع به نحوى كه موضوع علت ثبوت محمول براى آن نباشد مانند ( انسان انسان ) و ( انسان حيوان است ) اين ضرورت را مطلقه ذاتيه يا وصف وجود گويند نه به وجود . 3 - آنكه انتساب ضروريات را به موضوعات علتى باشد كه آن علت هم نفس ذات موضوع باشد مانند بودن مثلث ذو زواياى قوائم اين نوع ضرورت را هم ضرورت ذاتيه نظر به اقتضاى ذات موضوع گويند لكن با وصف وجود نه به وصف وجود . « 3 » ما حصل آنكه ضرورات بر پنج قسماند . الف - ضرورت ازليه مثال ( خداى متعال
--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 157 . ( 2 ) همان ، صص 115 به بعد . ( 3 ) همان ، صص 119 به بعد .