السيد جعفر السجادي

271

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

قرآنى است . اين شجره از نوع اشجار دنيا نيست . ملا صدرا گويد درجهء عقل هيولانى بذر شجره عقل است و حبهء ثمره معرفت و ايمان است و از آن عقل استعداد تكوين مىيابد و سپس عقل بالفعل و سرانجام عقل مستفاد و بالأخره عقل فعال مىشود ملا صدرا در جايى گويد : ممكن است مراد از شجرهء زيتونه مجموع عالم اجسام باشد كه به مانند شجرهء زيتونه نه شرقى است و نه غربى و در جاى ديگر گويد : منظور از شجره عبارت از قوهء ملكوتيه است كه مظهر آن آسمان هفتم است و شأن آن تصوير حقايق و تنزيل آن‌ها به منزلهء تخليق و تشكيل است و متوسط است بين عالم امر و خلق . « 1 » شدت و ضعف - از جمله مراتب تشكيك شدت و ضعف است مانند نور وجود كه متصف به شدت و ضعف مىشوند يعنى مراتب شديده و ضعيفه دارند . در باب اين‌كه آيا شدت و ضعف در ذاتيات مىتواند باشد يا نه اختلاف است . ملا صدرا گويد بعضى از فلاسفه شدت و ضعف و بلكه مطلق تشكيك را در ذات و ذاتيات روا نمىدانند يعنى در جواهر . ملا صدرا اين مطلب را نقض كرده است با نوار كه خود آنان گويد در انوار شدت و ضعف و قوت و ضعف و تقدم و تأخر وجود دارد در حالى كه انوار جوهرند و بالجمله در انوار جوهريه قايل به شدت و ضعف‌اند ملا صدرا شدت و ضعف و انواع تفاوت‌هاى تشكيكى را در وجود اصيل ذو مراتب روا و واقع مىداند وى در ذات وجود اختلاف تشكيكى را روا مىداند . « 2 » شر - كلمهء شر در فلسفه در مواردى چند استعمال شده است از جمله در مورد وجود و عدم كه فلاسفه اعدام و عدميات را شر مىدانند و آن‌چه وجودى و موجود باشد خير نامند . از جمله ايراداتى كه بر فلاسفه بنا بر فرض وجود اعيان ثابته در علم حق قبل از وجود عينى پيش آمده است اين ايراد است كه آيا شرور و معاصى قبل از تقرر در عالم عين به وسيله افراد ، در عالم علم و اعيان ثابته وجود داشته است يا نه و بالأخره با اين فرض لازم آيد كه تمام اعمال خوب يا بد بندگان قبل از ظهور در عين به تدريج و در طول از زمان در علم حق وجود داشته باشد . ملا صدرا در مقام دفع اين ايراد « 3 » گويد : در آن گاه كه حق تعالى بر ماهيتى از ماهيات متباينة المفهوم تجلى كند در آن گاه است كه آن ماهيت موجود مىشود و بر حسب استعدادى كه دارند در هر مرتبه‌اى از مراقبت تعينات متصف به وصفى مىشود و همين صفات و نعوت ذاتى را فلاسفه ماهيات و عرفا اعيان ناميده‌اند و قهرا متقدم بر وجودات خاصه‌اند بر حسب ذهن و تابع آن‌ها هستند بر حسب خارج و مفاض و مجعول وجود است و نه ماهيت ، پس تخالف بين ماهيات به حسب ذات است و بين وجودات به نفس شدت و ضعف و تقدم و تأخر . . . است و بالجمله وجود با وحدت حقه و ذاتيه‌اى كه دارد در هر چيزى به حسب همان ظهور مىكند مانند

--> ( 1 ) تفسير آيه نور ، صص 158 - 165 و سوره واقعه ، ص 163 . ( 2 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، صص 427 - 433 . ( 3 ) همان ، ج 2 ، سفر 1 ، صص 351 - 353 .