السيد جعفر السجادي
240
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
جهنم هنگامى كه مرگ را به چشم خود مىبينند كه به سراغ آنان آمده است فوق العاده از مشاهدهء آن ترسان و نالان مىشوند و به او مىگويند تو بدترين چيزى هستى كه بر ما وارد شدهاى و ما بين ما و عيش و سرور و لذايذى كه در دار دنيا داشتيم حايل گشتى . سپس مىگويند با اين حال اميد است كه ما را بميرانى و از اين زندگانى مقرون با رنج و آلام رهايى بخشى . « 1 » سپس درهاى جهنم بر روى اهل جهنم به شدت بسته مىشوند و هيچگاه باز نمىشوند و جهنم بر اهل جهنم محيط و منطبق مىگردد و برخى بر روى برخى ديگر قرار مىگيرند تا فشار بر آنان بيشتر وارد گردد و شعلههاى آتش از شدت طغيان و غليان از قعر جهنم به سطح بالا و از سطح بالا به قعر آن زيرورو مىشوند و افراد گنهكار با شياطين اغوا كننده آنان در وسط شعلههاى آتش جهنم همچون قطعات گوشت در ديگى كه در زير آن آتش انبوهى افروختهاند ديده مىشوند همانطور كه در آيهء شريفهء « يَغْلِي فِي الْبُطُونِ ، كَغَلْيِ الْحَمِيمِ » ( سورهء دخان ، آيات 45 - 46 ) به آن اشاره شده است . پس جهنم اهل خود را ( همچون قطعات گوشت توصيف شده ) زير و رو مىكند و بالا و پايين مىبرد و براى تجديد عذاب ، پوستهاى سوخته و گداخته شده به آتش را مجددا به پوستهاى تازه تبديل مىكند . همانطور كه آيهء شريفهء « كُلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعِيراً » ( سورهء اسراء ، آيهء 97 ) به آن دلالت مىكند . و اما « مأدبه » ( به فتح ميم و ضم دال كه در لغت به معناى طعامى است كه براى دعوت و ضيافت تهيه مىشود و يا خوانچهاى كه براى عروس ترتيب داده مىشود ) مجموعهاى است از طعامهاى گوناگون لذيذ و گوارا براى اهل بهشت و در آن مجموعه طعام ، درمكه ( به كسر دال و سكون راء « يعنى آرد سفيد خالص ( كه دو بار در ظرفى مانند الك و يا غربيل بيخته و تصفيه شده است ) نيز وجود دارد و اهل بهشت از آن طعام تناول مىكنند و در همان زمان ، اهل جهنم در يك مندبه ( به فتح ميم و سكون نون يعنى مجلس سوگوارى و عزادارى ) به دور هم مىنشينند . پس اهل بهشت همواره در مأدبهها ( به عيش و سرور و خوردن طعامهاى لذيذ و گوارا مشغولند ) و اهل جهنم در مندبهها ( به سوگوارى و غم و اندوه دور يكديگر جمع مىشوند ) و طعام اهل بهشت در مأدبه ، خلاصه و عصارهاى است از كبد ماهى . ذكا - ذكا عبارت از شدت حدس و كمال بلوغ آن است و غايت قصواى آن قوهء قدسه است كه فرمودند « يكاذريتها يضيى . . . » زيرا ذكا عبارت از امضا در امور و سرعت وقوف بهحق است و اصل آن از « ذكت النار و ذكت الذبح » است و بالجمله شدت و حدت در ادراك و حدس را ذكا گويند كه نهايت آن قوت قدسيه است كه بدون اكتساب اشياء و حقايق عالم را دريابد و آن مخصوص به انبيا و اولياء اللَّه است . ذكر - نيرويى كه چيزها را از فراموشى حفظ كند و بعد از فراموشى مجددا به قوهء درّاكه بازگرداند و بالجمله صورت زايله از حفظ انسان هر گاه بازگردد و در ذهن حاضر شود ذكر گويند و اگر ادراك مسبوق به زوال نباشد اصطلاحا ذكر نگويند .
--> ( 1 ) ترجمهء شواهد ، ص 428 .