السيد جعفر السجادي

225

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

خ خارج - كلمهء خارج در فلسفه مقابل ذهن است چنان‌كه گويند وجود خارجى و وجود ذهنى و آن دو را در مقابل يكديگر ذكر كنند . وجود ذهنى . « 1 » خاطر - خطور به معنى واضح و روشن شدن امور است در ذكر و « خطرت الحوادث » يعنى پديد آمد و آشكار شد « خطر الامر بباله و على باله و فى باله » يعنى آن را ياد آورد بعد از نسيان و « خاطر » يعنى در معرض خطر و حوادث واقع شد و معانى ديگر كه در محل خود بيان شده است . صدرا گويد خطور عبارت از حركت نفس است براى تحصيل دليل و در حقيقت عبارت از خطور به بال و حضور نزد نفس است الا آن كه چون نفس محل آن معنى است كه خاطر به بال است نفس را خاطر گفته‌اند از باب نام‌گذارى محال به اسم حال . « 2 » خاطر قلب - هر گاه قلب از استيلاى شياطين سالم و در امان باشد و به مشاهده ملكوت مهذب شده باشد و از هوا و هوس و خصال ذميمه خود را برهانيده باشد صاحب خاطر قلب است و علامت آن اين‌كه بر قلب و نفس و جوارح ضد آن ظهور نمىكند خواطر چند نوع‌اند : خاطر ملكى خاطر شيطانى خاطر النفس « 3 » خبر - خبر به ضم خا عبارت از معرفتى است كه به طريق تجربه و تفتيش به آن توان رسيد « هو معرفة يتوصل اليها به طريق التجرية و التفتيس . » « 4 » خجل - خجل به معنى اضطرابى است كه منشأ آن شرم و حيا است و آن از كيفيات نفسانى است كه از تبعات و عوارض آن حركت روح است به داخل و خارج و مركب است از فزغ و فرح يعنى هم حالات فرح در خجول هويدا شود و هم عوارض فزغ . « 5 » خزائن - خزائن اللَّه در سخنان صدرا به معناى حقايق كليهء عقليه به كار برده شده است كه در مرتبت جمعى واجد تمام صور موجودات كائنهء در عالم‌اند . و مراد از خزاين غيب عالم عقول و قضاى الهى است « و تلك الجواهر الغيبيه » خزاين غيب

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، صص 30 ، 35 . ( 2 ) همان ، چاپ سنگى ، ج 3 ، ص 516 . ( 3 ) كسر الاصنام ، ص 74 . ( 4 ) مفاتيح الغيب ، ص 141 . ( 5 ) اسفار ، ج 4 ، ص 150 .