السيد جعفر السجادي

226

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

حق‌اند . « 1 » خشونت - خشونت و صلابت اولين از كيفيات محسوسه ملموسه‌اند و از كيفيات استعداديه‌اند . « 2 » خطابات قرآن - اوامر و نواهى قرآن . ملا صدرا مىگويد خطابات قرآن كريم را تنها احباء اللَّه مىدانند و اصولا ويژه آن‌ها و متأله‌هان است و نه مربوط به بيگانگان و آنان كه از خدا بيگانه‌اند و يا روح انكار دارند . « 3 » خفيف - خفت و ثقل از كيفيات محسوسه ملموسه‌اند و حفيف در برابر ثقيل نيز از كيفيات است . ثقل عبارت از قوت طبيعى است كه به وسيله آن جسم متحرك مىشود بالطبع به سوى وسط و خفت عبارت از قوهء طبيعيّه‌اى است كه جسم به وسيلهء آن بالطبع از وسط حركت مىكند و منظور از وسط نفس مركز نيست بلكه محلى كه مركز ثقل آن منطبق باشد با مركز عالم هنگامى كه در آن موضع باشد و مركز ثقل عبارت از نقطه‌اى است كه ثقل را در همهء جوانب متعادل مىكند يعنى ثقل هر طرف مساوى با ثقل آن طرف خواهد بود . « 4 » خلأ - خلأ يعنى خالى در مقابل ملأ يعنى پر . اين مسأله نيز يكى از مسائل مهم مورد بحث و توجه فلاسفه است كه هم از لحاظ ماهوى و هم وجودى مورد نظر و دقت آن‌ها قرار گرفته است . از لحاظ ماهوى بعضى گفته‌اند خلأ عبارت از بعد موهوم است ممتد در جهات و صالح براى آن‌كه چيزى شاغل آن شود و فواصل ميان اجسام را خلأ مىدانند . صدرا بعد از بيان آرا و عقايد و دلايل قايلين به خلأ خود منكر خلأ بوده و گويد : تمام جهان ملأ است و محال است كه خلأ موجود باشد و دلايل و براهينى چند ايراد كرده است . كسانى كه قايل به خلأ هستند ناچار قايل به تعدد عوالم جسمانىاند و كسانى كه منكر وجود خلأ هستند فروعى بر آن مترتب كرده‌اند كه يكى از آن فروع موجود نبودن دو عالم جسمانى است . بعضى وجود خلأ را در داخل عالم جسمانى ممكن مىدانند و لكن گويند خارج از محيط دائرهء فلك الافلاك ممكن نيست خلائى باشد مكان . « 5 » خلافت - اصطلاح خلافت و خليفه در معنى فلسفى و ذوقى مأخوذ از قرآن مجيد است و آن مقام انسان كامل است آدم ابو البشر از جنس آدميان نخستين خليفهء خدا بر روى زمين بود يا خليفه كسانى كه ساكن زمين بودند . « 6 » و نظير ذلك في الطبيعة : إن النفس متوسطة بين العقل و الطبيعة ، و هي متوسطة ، بينها و بين الروح البخاري ، المتوسط بين القوى الطبيعيّة و بين الأعصاب و الغضاريف و هي بينها و بين الأعضاء و الأمشاج . و المراد هيهنا آدم ( ع ) لأنّه خليفة اللَّه في أرضه ، او خليفة من سكن الأرض قبله ، او هو و ذريّته ، لأنّهم يخلفون من قبلهم ؛ و إفراد اللفظ إمّا للاستغناء بذكره عن ذكر بنيه - كما استغني عن ذكر أبى القبيلة عن ذكرهم في قولهم : « مضرّ و

--> ( 1 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 282 . ( 2 ) اسفار ، ج 4 ، ص 84 . ( 3 ) مفاتيح الغيب ، ص 11 . ( 4 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 2 ، ص 77 . ( 5 ) همان ، ج 4 ، صص 34 ، 48 . ( 6 ) مفاتيح الغيب ، ص 301 .