السيد جعفر السجادي
210
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
زيرا اگر انتقام براى او سهل باشد در صدد انتقام گرفتن برآيد و نفس او همواره در حركت است جهت انتقام و حقدى حاصل نمىشود و اگر در نهايت دشوارى باشد به طور كلى صورت انتقام از نفس او زايل و در نتيجه موردى براى حقد باقى نمىماند و يأس و نااميدى از انتقام جاى حقد را مىگيرد . « 1 » حقيقة الحقايق - ملا صدرا مىگويد وجود منبسط را عما ، مرتبة الجمع و حقيقة الحقايق و حضرت احديت جمع نامند . « 2 » حكماى ثمانيه - در كلمات ملا صدرا مكرر بحث از حكماى هشتگانه است و بر خلاف مشهور كه حكماى سبعه گويند ملا صدرا حكماى ثمانيه گويد كه آنها را اساطين حكمت ناميده است و اغلب به سخنان آنان استناد كرده است . حكماى ثمانيه كه صدرا از آنها نام مىبرد پنج نفر از حكماى يونان و سه نفر از حكماى ملطيهاند . سه نفر حكيم كه اهل ملطيهاند عبارتاند از ثالس انكسا كورس و انكسيمانس و پنج حكيم يونانى عبارتند از انباذقلس ، فيثاغورس ، سقراط ، افلاطون و ارسطو . « 3 » حكماى الهيين - مؤمن حقيقى كسى است كه از جمله حكماى الهى و اولياى ربانيان باشد . « 4 » حكمت - كلمهء حكمت داراى معانى چند و اطلاقاتى متعدد است از اين قرار - عدل ، علم ، حلم ، فلسفه ، كلام موافق حق ، صواب امر و سداد آن ، حكيم يعنى صاحب الحكمة ، علم خوب و عمل صالح ، نفس عمل - معرفة حقايق اشياء . انجام فعلى كه محمود باشد و اقتدا به خالق در عبادات به قدر طاقت . « 5 » و حكمت عبارت از افضل علم است به واسطهء افضل معلومات آن و احكم فعل است در مصنوعات . « 6 » حكمت معرفت وجود واجب است و علم تام است به احكام ربوبى و حقايق عالم . حكمت فعل محكم است و فعل محكم فعلى است كه به هر چيزى آنچه نياز است اعطا شود . حكمت علم به احوال موجودات خارجيه است بر آن ترتيب و نحو كه در واقع و نفس الامر موجودند در مبدأ و معاد گويد حكمت بر دو امر اطلاق مىشود يكى علم تصورى به تحقق ماهيات اشياء و تصديق به آنها بر نحو يقين محض و ديگر فعل محكم به اينكه منظم و جامع تمام ما يحتاج اليه باشد . « 7 » حكمت اخلاقى يكى از كيفيات نفسانى است و از اقسام خلق است كه « فهى الخلق الذى يصدر عنه الافعال المتوسطة » كه متوسط بين جربزه و غباوت باشد و جربزه و غباوت باشد و جربزه و غباوت دو طرف افراط و تفريط حكمتاند و از رذايل اخلاقى مىباشند . « 8 » و آن حكمت يا غريزى است و يا اكتسابى
--> ( 1 ) اسفار ، ج 4 ، ص 151 . ( 2 ) ايقاظ النائمين ، ص 9 . ( 3 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 2 ، ص 206 . ( 4 ) تفسير سورهء جمعه ، ص 236 . ( 5 ) اسفار ، ج 1 ، صص 2 ، 4 ، 13 ، 20 ، 22 ، 23 . ( 6 ) همان ، صص 20 ، 333 . ( 7 ) همان ، ج 2 ، ص 34 . ( 8 ) همان ، ج 3 ، ص 514 .