السيد جعفر السجادي
205
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
حروف عاليات ناميده است . « 1 » حروف مصوته - حركات سه گانه ( زير ، زبر و پيش ) كه در حروف ( الفبا ) هست مصوّته مقصوره نامند و الف و واو و ياء را اگر ساكن باشند و متولد از حركات ياد شده باشد يعنى الف از فتحه و ياء از كسره و واو از ضمّه ، مصوتهء محدود نامند و در عربيت حروف « مدولين نامند » زيرا از كشش حركات درست مىشوند ، به جز مصوّته حروف ديگر را صامت نامند كه در آن واو و ياى متحرك و يا ساكنى كه قبل از واو ضمه و قبل از ياء كسره نباشد مندرج در صامتهاند و الف همواره مصوته است و اطلاق الف بر همزه به اشتراك اسمى است . « 2 » مراد از حركت و سكون در اينجا آنچه از خواص اجسام است نمىباشد و بلكه حركت در اينجا عبارت است از كيفيت حاصلهء دو حرف صامت از راه « امالهء » مخرج حرفى به مخرج حرفى ديگر است ، اماله مخرج حرفى به طرف مخرج يكى از مدّات مثلا امالهء حرف الف به فتح و يا فتحه به الف ، يا به كسره و كسره به يا ، واو به ضمه و ضمه به واو . ترديدى نيست كه ابتدا به مصوّت ممتنع است . حروف به اعتبار ديگر تقسيم مىشوند به : حروف « آنى » و حروف « زمانى » زيرا اگر امكان مدّ داشته باشند مانند « فا » زمانى است و اگر نداشته باشند مانند « طا » پس آنى است . پارهاى از حروف آنى شبيه به حروف زمانىاند مانند : حا و فا ، حروف صامته و مصوته مقصور را « مقطع مقصور » و با مصوت ممدود « مقطع ممدود » نامند . اول مانند « ل » و دوم مانند « لا - لو - لى » حروف مقطعه قرآنى - ملا صدرا مىگويد : معنى حروف جمل ، همان حروف مقطع قرآنى و كلمات تامات مفرده و بعد از آن كلمات مركبه فرقانيه است ، زيرا عنايت ربانى هنگامى كه به تربيت اطفال ارواح عاليه تعلق گرفت روزى آنها را از پستان ملكوت مقرر فرمود و از لطف و لطايف رحمت و رضوان خود غذاهاى لطيف روحانى در كسوت حروف مفرد بر طريق رمز و اشاره چشانيد و به طريق رمز و اشاره به مقاصد اهل بشارت ايما نمود كه بيگانگان بر آن مطلع نشوند و كسانى كه اهل وصول به عالم اسرار و معدن انوار نباشند از آن بهرهاى نبرند ازين رو خداوند نخست در الواح ارواح آنها حروف مجمل و مقطعات مفرده نوشت شايد كه آنان متذكر شوند و اينها حروف عاليات است كه در سطور سافلات آمده است . اين حروف مقطعه در عالم سرّ و خفى حروف مجمل و حروف جمل ناميده مىشود . « 3 » و در آن عالم حرف متصل ، منفعل و منفصل مجمل و متصّل شود زيرا آن عالم يوم فصل و تميز است كه فرمود « لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ » و نيز روز جمع است كه فرمود « هذا يَوْمُ الْفَصْلِ جَمَعْناكُمْ وَ الْأَوَّلِينَ . » حريت - حريت يعنى آزادى در مقابل عبوديت يعنى بندگى . صدرا از قول ارسطو نقل كرده است كه حريت عبارت از ملكهاى است نفسانى كه نگهبان نفس است به نحو حراست جوهرى نه صناعى و كسى كه قواى عقلى او قوىتر باشد حريّت او زيادتر است و بالعكس
--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 3 ، صص 4 - 5 ، 11 ، 16 ، 32 ، 42 . ( 2 ) همان ، ج 2 ، سفر 2 ، ص 101 . ( 3 ) همان ، سفر 3 ، ص 41 .