السيد جعفر السجادي

203

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

توسطيه نام نهاده‌اند و اجزاى متدرج آن در خارج موجود مىشود به معنى كه در تعريف آن گفته شد . ملا صدرا نظر شيخ الرئيس را در عدم وجود خارجى حركت به معنى قطع را قبول ندارد و گويد : هر ماهيتى را نحوهء خاصى است از وجود و اين‌كه گوييم فلان امر وجود در اعيان دارد ، به اين معنى است كه حد و تعريف آن با اعيان منطبق است . چنان‌كه خود شيخ در بيان معنى كون در اعيان گويد معنى موجود بودن در خارج اين است كه حدّ و تعريف آن بر اشيا كثيرهء خارجى صدق مىكند و معنى موجوديت شىء همين است و ازين قبيل است ماهيت حركت ، زمان ، قوت‌ها ، استعدادها و غيره . حركت مستدير - يعنى حركت دورانى كه ويژه حركت افلاك است . ملا صدرا در شواهد الربوبيه در باب حركت مستديره گويد : اشراق دهم : در بيان اين‌كه حركت مستدير ، بالطبع متقدم بر كليه حركات است و نيز جسم متحرك به حركت مستدير ، بالطبع متقدم بر كليهء اشياء است و اين‌كه هيچ موجودى بر حركت مستدير و زمان تقدم نمىيابد مگر ذات واجب الوجود اما علت اين‌كه حركت مستدير ، متقدم بر ساير حركات است ، اين است كه حركت در كم خالى از حركت در مكان نيست . ( زيرا نمو و ذبول جسم در نتيجهء حركت اجزاى جسم در مكان است ) بنابر اين هر جسمى كه نمو مىكند ناچار اجزايى به نام مواد تغذيه ، از خارج به درون آن جسم حركت مىكند و هر جسمى كه در معرض ذبول قرار مىگيرد ، ناچار اجزايى از آن جسم جدا گشته و به خارج جسم حركت مىكند ( پس بالنتيجه حركت كميّه نيازمند به حركت مكانيه بوده ، و حركت مكانيه بالطبع متقدم بر حركت كميه خواهد بود ) . ولى حركت مكانيه و حركت وضيعه از حركت كميه خالىاند و نيازى به وى ندارند و نيز تخلخل و تكاثف ( كه دو نوع از حركت كميه‌اند ) هيچ‌گاه خالى از استحاله نيستند و استحاله ( كه عبارت است از حركت در كيفيت ) يك امر دايمى و هميشگى نيست و چون امرى است حادث ، لذا ناچار نيازمند به وجود علتى است حادث كه موجب احاله و دگرگونى در جسم باشد . مانند آتش كه به علت نزديك شدن وى به طرف آب و يا به علت نزديك شدن آب به طرف وى ، موجب احاله و دگرگونى آب گردد ( و آب را از سردى به گرمى سوق دهد و در حقيقت ، علت وقوع استحاله در آب گردد ) بعد از اين‌كه آب از آتش و آتش نيز از آب دور بودند . « 1 » ( پس معلوم شد كه حركت كيفيه نيز محتاج به حركت اينيه است ) و بنابر اين ثابت شد كه حركت اينيه يعنى حركت مكانيه ، بالطبع مقدم بر حركت كميه و حركت كيفيه است . لكن حركت مكانيه نيز بر دو قسم است يكى حركت مكانيهء مستقيم كه متصل و دائمى نيست و بالأخره منقطع و به جايى منتهى مىگردد كه غايت و نهايت او است . ديگرى حركت مكانيه مستدير كه دائمى و متصل است . پس بدين علت و سبب ، حركت مستدير ، از ساير حركات ، مستغنى و بىنياز است و بالعكس ساير حركات از حركت مستدير مستغنى و بىنياز نخواهد بود . پس حركت مستدير بالطبع ، هم اقدم از ساير حركات و هم اتمّ از كليهء حركات است . زيرا

--> ( 1 ) ترجمهء شواهد ، صص 169 - 170 .