السيد جعفر السجادي

20

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

بالأخره در مرتبهء نازل وجود هيولاست . بنابراين يكى از پايه‌هاى حكمت متعاليه ملا صدرا حكمت اشراق است و از اين رو است كه در موارد متعدد بدان استناد جسته است . منشأ حكمت اشراقى تاريخ فلسفه به ما مىگويد پايه‌گذار حكمت اشراقى در يونان زمين افلاطون و فيثاغورس و احيانا رواقيان بوده‌اند و در حوزهء اسكندريه فلوطين يا نو افلاطونيان و در تمدن اسلامى شهاب الدين سهروردى ( م 581 ) . شهاب الدين مىگويد : فلسفهء بحثى صرفا به درد تربيت فكرى خورده ( شرح قطب ، 5 به بعد ) و حكمتى كه واقعى است حكمت ذوقى است . و فيلسوف واقعى كسى است كه هم در حكمت بحثى و هم ذوقى به كمال باشد . شهاب الدين گويد : حكمتى كه مورد توجه شريعت است و روايات بدان تشويق كرده حكمت نورى است كه فرموده‌اند « العلم نور يقذفه اللَّه فى قلب من يشاء » وى اين حكمت را ( همان ، 12 ) حكمت معمول در سنت ايران باستان مىداند ، وى مآخذ حكمت اشراقى را در يونان به پدر حكيمان ( همان ، 17 ) ، هرمس مىرساند و بعد از هرمس ، افلاطون و چند تن از فلاسفهء ديگر يونان كه عينا ملا صدرا بدان‌ها استناد كرده است . شهاب الدين بسيارى از فرمانروايان ( همان ، 20 - 22 ) ايران باستان مانند كيخسرو مبارك را از پايه‌گذاران حكمت مشرقيه و ملهم به الهامات غيبى مىداند . ملا صدرا ( جلد دوم از سفر دوم ، 244 ) ، بدون اين‌كه صريحا نامى از شهاب برده باشد آن چه شهاب الدين در باب فيلسوف واقعى گفته است نقل كرده است و از عنوان حكمت خسروانى و ارباب انواع ايران سخن ( ج 2 ، از سفر اول ، 60 ) به ميان آورده است . وى تقريبا از تمام مؤلفات سهروردى نام برده و آن‌ها را مورد استفاده قرار داده است ( ج 1 ، از سفر 4 ، 366 ، 372 ، و اول از سوم ، 63 ، 189 و دوم از اول 11 ، 53 ، 56 ، 60 ، 75 ، 199 ، 219 و دوم از دوم ، 17 ، 19 ، و اول از 4 ، 179 ) و بيش از پنجاه مورد ديگر . پايه ديگر كار ملا صدرا استفاده از انديشه‌هاى عارفان به ويژه محيى الدين ابن عربى است . ابن عربى بعد از حلاج و بايزيد بسطامى و عارفان بزرگ ديگر قرن چهار و پنجم پايه‌گذار مكتبى است بر اساس وجود . عرفان ابن عربى عمدتا در اطراف وجود دور مىزند چنان كه ملا صدرا در موارد بسيار عين عبارات ابن عربى را آورده است و ما در اين جا لبّ و اساس انديشه‌هاى ابن عربى را مىآوريم تا روشن شود كه ملا صدرا در گذرگاه‌هاى كليدى كاملا متأثر از ابن عربى بوده است . مهم‌ترين كتاب و اثر ابن عربى كتاب فصوص است . هدف اساسى فصوص بحث در وجود و بيان وحدت وجود است و رابطهء وجود حق با ممكنات ، روش فلسفى او جنبهء تصوير خيالى بر اساس رمزيات دارد و نه جنبهء دقيق فلسفى نوع مشائيان و حتى اشراقيان . حرف اساسى ابن عربى اين است كه وجود يكى است و مرتبهء تكثر مرتبهء اسما و صفات و افعال است كه امور اعتبارى و شعاعات فيض وجود حق‌اند . وجود قديمى و ازلى و ابدى است ، و دريايى نامتناهى است .