السيد جعفر السجادي

197

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

حركت يا مستدير است و يا مستقيم ، آيا قواى محركهء جسمانى پايان‌پذير است ؟ اين بخش است كه ملا صدرا را به طور دقيق بررسى كرده است . و آيا قواى جسمانى در تكاپو و حركت خود به سوى مقصد و هدفى در حركت‌اند كه البته ملا صدرا غايت همهء غايات را وصول به ذات حق و تشبّه به او مىداند . « 1 » ملا صدرا گويد حركت فعل يا كمال اوّل اشياء است از آن جهت كه آن اشياء بالقوه‌اند يعنى كمال قوت‌ها است . و قوه براى متحرّك به منزلهء فصل مقوّم آن مىباشد و مقابل آن سكون است از باب تقابل عدم و ملكه . حركت داراى ضعف وجودى است و ازين رو هم داراى فاعل است و هم قابل ، قابل متحرك بالقوه است و فاعل آن بالفعل ، وى گويد علاوه بر قابل حركت و فاعل آن امر ديگرى است متحرك بالذات و متجدد به نفس خود كه مبدأ حركت است كه فاعل محرك آن امر ، متجدد بالذات است و آن طبيعت ساريه است . و مىگويد پاره‌اى از محرك‌ها بالذات محرك‌اند و پاره‌اى به واسطهء امرى ديگر مانند نجّار كه بوسيلهء تيشه محرك است . پاره‌اى محرك مباشرند و پاره‌اى غير مباشر ، وى سرانجام درصدد اثبات محركى است عقلى كه خود متحرك نباشد . « 2 » در باب موضوع حركت گويد : بيان شد كه حركت امرى سيال است و داراى وجودى است بين قوت محضه و فعل كه لازمهء آن امر تدريجى قطعى اين است كه بر وصف حضور و جمع ، وجودى ندارد يعنى وجود آن تدريجى و بين وجود و عدم است . و وجود جمعى آن در او هم است . وى در جست‌وجوى امرى است كه حركت از عوارض آن باشد و گويد آن امر بايد جوهرى باشد مركب از دو امر يكى قوت و ديگر فعل و آن جسم است پس معروض حركت و موضوع آن جسم است و مىگويد حركت نمىتواند صورت انواع جواهر جسمانى باشد . زيرا حركت عبارت از نفس متحركيت شىء و نفس تجدد و انقضا است ، وى ثابت كرده است كه علت قريب و مباشر حركت بايد غير ثابت الذات باشد و يا ثابت الماهيت و متجدد الوجود و اين علت مباشر قريب با اين وصف ، طبيعت است وى گويد طبيعت عبارت از مقوّم جسم و محصل نوع است و كمال اول جسم طبيعى آلى است ( نفس ) و گويد مدلل شد كه هر جسمى را امرى است متجدد الوجود سيالة الهويه هر چند ثابت الماهيه باشد و آن امر از حركت ممتاز است به اين‌كه حركت نفس تجدّد و انقضا است بنابر اين همه عالم جسمانى و همه جواهر جسمانى حادث‌اند . توضيح مىدهد كه ثبات حركت عين تجدد آن است و قوت آن عين فعليّت است و مابه‌الحركه ، طبيعت كاينه در اجسام است كه عين تجدد ذاتى اجسام است ، هيولى عبارت از قوّت و استعداد است و حقيقت صورت عبارت از طبيعت است كه عين حدوث تجددى است و براى هيولى هر آن صورتى است به واسطهء استعداد و براى هر صورتى هيولايى ديگر است و بالجمله هر متحركى در حركت مستند به طبيعت است و طبيعت مبدأ قريب هر حركتى

--> ( 1 ) اسفار ، ج 3 ، سفر 1 ، صص 214 - 224 . ( 2 ) همان ، ج 2 ، سفر 3 ، ص 49 .