السيد جعفر السجادي
181
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
پذيرش صورت ديگر است و ترك صورت فعلى ، حال اين قوت و استعدادها از جهت فعليت و تلبّس به صورت فعلى جوهر است يا عرض و آيا هيولا كه عبارت از همين قوت و استعداد محض باشد جوهر است و يا عرض و اگر جوهر باشد چگونه جوهرى است بحث بسيار است . « 1 » جسم تعليمى - جسم تعليمى موضوع علم هندسه است . به طور كلى جسم به نزد مشائيان مركب است از ماده و صورت ، صورت بر دو گونه است يكى صورت جسميت كه مطلق جسميت باشد و ديگر صورت نوعيه كه اجسام را در انواع مختلف تقسيم مىكند بديهى است كه مثلا نوع نبات و نوع حيوان و نوع معدن قبل از اينكه معدن ، نبات و حيوان باشند ، جسماند پس جسم مطلق بودن با جسم نامى بودن و جسم ناطق و حساس بودن تفاوت مىكند . قسم اول همان صورت جسميه و دوم نوعيه است اجسام خصوصيات و حالات و عوارض خاصى هم دارند مثلا يك جسم حيوانى ، هم جسم است ، هم حيوان است و هم داراى رنگ است و هم داراى امتدادات است يعنى طول و عرض و عمق . و جسم تعليمى از اين جهت است يعنى از جهت امتدادات سه گانه است « 2 » - توضيح آن كه جسم از حيث آنكه جسم است داراى وجود اتصالى است و داراى صورت عينى است كه معنى بالفعل بودن آن مىباشد . پس در هر جسمى از حيث مجرد جسميت دو جهت فعل و قوت است و دو حيثيت وجوب و مكان است . براى جسم ماهيتى است مركب از جنس و فصل ، جنس آن همان جوهريت است و فصل آن مفهوم ؛ ذو ابعاد سه گانه مىباشد و هر ماهيتى را حدى است يعنى جنس و فصلى است ، فصل و جنس دو جزء ماهيتاند كه از آن انتزاع شدهاند و بايد در ماهيت دو مبدأ باشد ، مبدأ جنس و مبدأ فصل و معروف است كه جنس از ماده خارجى و فصل از صورت خارجى گرفته مىشوند و اصولا جنس و فصل عقلى محاذى ماده و صورت خارجى است . فصل جسم عبارت است از الممتد فى جهات الثلاث به طور مطلق كه همان وصف اتصالى باشد و جنس او همان جوهريت است كه مأخوذ از هيولاى جسم است . جعل - جعل به معنى نهادن ، آفريدن ، گردانيدن ، گمان بردن ، به پا داشتن ، شروع كردن در كارى و اعطا كردن آمده است . و در اصطلاح فلاسفه عبارت از اثر خاص فاعل است كه مناسب با معناى آفريدن مىباشد . بعد از فراغ از اين قاعده كه « كل ممكن زوج تركيبى له وجود و ماهية » مسأله جعل مطرح شده است بر اين مبنى كه آيا كدام يك از دو جزء « وجود و ماهيت » در اشياى مجعول بالذاتاند و كدام مجعول بالعرض و آيا اثر فاعل اولا و بالذات وجود است يا ماهيت و يا آنكه هيچكدام نيست بلكه اثر جاعل عبارت از اتصاف ماهيت به وجود است در اين زمينه نظرياتى چند اظهار شده است . بعضى گويند مجعول بالذات ماهيت است و وجود مجعول بالعرض است . بعضى گويند مجعول بالذات وجود است و ماهيت مجعول بالعرض بوده و عبارت از حدود
--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 2 ، صص 112 - 119 . ( 2 ) همان ، صص 88 - 95 ، 119 ، 121 .