السيد جعفر السجادي

168

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

خواهد شد ) . پس اين نسخ ( كه در حديث مذكور بدان اشاره شده است ) مسخ باطنى است بدون آن كه ( صورت تغيير كند و ) اثرى از صورت مسخ شده در ظاهر آشكار گردد بدان گونه كه صورت‌هاى اشخاص در باطن مسخ شده را به صورت انسان مشاهده كند ولى آن‌ها در باطن خويش موجود ديگرى هستند به نام ملك ( اگر از سنخ اوليا و مقربين درگاه الوهيت باشند ) و يا به نام شيطان ( اگر رانده و مردود و اهل فسق و فجور و ريا باشند ) و يا به نام كلب و خنزير و يا شير و يا حيوان ديگرى كه مناسب با باطن آنان است ( اگر صفت آن‌ها در آنان رسوخ كرده باشد ) . و اما قسم سوم از اقسام تناسخ ( كه ما آن را مسخ يا تغيير صورت ناميديم ) آن است كه باطن انسان مسخ شود و ظاهر او نيز از صورت اولى انسانى كه قبلا داشت به صورت باطنى وى كه بدان صورت مسخ شده است انتقال يابد و اين ( مسخ كه در حقيقت بدترين اقسام تناسخ و رسوا كننده است ) به علت طغيان و غلبهء قوهء نفسانيه او است تا به حدى كه مزاج و شكل او را از مزاج و شكل آدمى به مزاج و شكل حيوانى مناسب با صفت باطنى او تغيير و تبديل مىدهد و اين قسم از تناسخ و مسخ ( از نظر علمى و فلسفى ) جايز و ممكن است ، بلكه در مورد گروهى از كفار و فساق و فجار كه شقاوت نفس در آن‌ها غالب و نيروى عقل و درايت‌شان ضعيف و قاصر بوده است ، به وقوع پيوسته است و ناگفته نماند كه مسخ باطنى ( بدون تغيير صورت ظاهرى ) در اين زمان معاصر بسيار است ( و كسانى را مىشناسيم كه به ظاهر انسان‌اند ولى در باطن حيوانى درنده و يا حشره‌اى گزنده و دشمن انسان‌هاى واقعىاند ) همان‌طور كه مسخ باطنى توأم با مسخ ظاهرى و خروج از صورت انسانى طبق آيات قرآنى در طايفهء بنى اسرائيل روى داده چنان‌كه خداى متعال در قرآن مجيد مىفرمايد « وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازِيرَ » ( سورهء مائده ، آيهء 60 ) و نيز مىفرمايد « كُونُوا قِرَدَةً خاسِئِينَ » ( سورهء بقره ، آيهء 65 ) . و اما مسخ باطن بدون ظاهر ، شاهد و گواه بر صحت آن گفتار پيامبر اكرم است دربارهء گروهى از امت خويش كه مىفرمايد ايشان در علانيه و آشكار برادران و دوستداران شمايند ولى در باطن و پنهان دشمنان شمايند . زبان‌شان در مقام گفتار از عسل شيرين‌تر است ولى دل‌هايشان دل‌هاى گرگان خون‌خوار . آنان براى فريب مردم و نشان دادن نرمى و شفقت ، لباس ميش بر قامت خويش مىپوشند و خويشتن را به سان ميش شخصى نرم و رئوف و عارى از خطر جلوه مىدهند . « 1 » تناسل - تناسل از كلمات و اصطلاحات خاص صدر است كه از ارسطو گرفته است و به معنى تعاقب در كون است . « 2 » تناقض - نقيض هر چيزى رفع همان چيز است ، نقيض « كاتب » « لا كاتب » و نقيض « زيد » عبارت از « لا زيد » است . تناقض مربوط به قضايا است و اختلاف دو قضيه است به سلب و ايجاب به شرط رعايت هشت وحدت ( موضوع ، محمول ، مكان ، شرط اجزا ، اضافه ، كل ، زمان ) . ملا صدرا مىگويد : در قضاياى طبيعيه وحدت

--> ( 1 ) ترجمه شواهد الربوبيه ، ص 344 . ( 2 ) رسائل ، ملا صدرا ، ص 89 .