السيد جعفر السجادي

157

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

اقدم يونان را برشمرده است . وى گويد قوت به طور مطلق متأخر از فعل است « 1 » به همه انواع تقدم‌ها . تقدير - تقدير عبارت از ترتيب امر است به مقدار خود چنان‌كه فرمودند « نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ » لا صدرا گويد محتملا منظور اين باشد كه مىفرمايد : ما ابدان اخروى را در هنگام مرگ بيافرينيم بر هيأت متفاوت و مختلف و تقسيم كرديم آن‌ها را بين ارواح شما متناسب با اعمال و اخلاق شما . « 2 » تقوى - كلمهء تقوى در قرآن مجيد بر سه امر اطلاق شده است : 1 - هيبت و خشيت كه فرمودند « وَ إِيَّايَ فَاتَّقُونِ » ( 2 / 41 ) . 2 - طاعت و عبادت كه فرمودند « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ » ( 3 / 102 ) . 3 - تنزيه قلب از گناهان كه حقيقت تقوى اين معنى سوم است كه فرمود « وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ » و گفته‌اند منازل تقوى سه است ، تقواى از شرك ، تقواى از بدعت ، تقواى از معاصى . « 3 » تكاثف - تكاثف عبارت از نقصان مقدار و حجم جسم است بدون آن‌كه چيزى از آن منفصل گردد و گاه بر اندماج نيز اطلاق تكاثف شده است . تخلخل « 4 » تكلم - تكلم عبارت از صفت نفسانى مؤثر است ، مشتق از كلم است به معنى جرح و فايدهء آن اعلام و اظهار است ، كسانى كه گويند كلام صفت متكلم است منظور آن‌ها متكلّيت است و كسانى كه گفته‌اند كلام صفت قائم به متكلم است منظور آن‌ها قيام فعل است به فاعل نه قيام عرض به موضوع و آنان كه گويند متكلم كسى است كه ايجاد كلام كند مرادشان از كلام معنايى است كه قائم به نفس متكلم است به واسطهء حركت دهان گوينده و نه سكون آن و آن هوايى است كه از جوف متكلم خارج مىشود . كلام « 5 » تكليف - تكليف وصف مكلف است . مكلف كسى را گويند كه به سن بلوغ رسيده و داراى سلامت فكر و جسم باشد به چنين شخصى امورى واجب و امورى ناروا است . تكليف عهده‌دار بودن مكلف است وظايفى را كه معمولا در مورد وظايف شرعى گويند . به هر حال لا صدرا گويد مقصود از تكليف و انجام افعالى و ترك افعالى ، تطهير قلب است . بنابر آن‌چه ظواهر قرآن دلالت دارد . يكى از مسائلى كه در اين باب مطرح است اين است كه آيا انسان در انجام كارها و ترك كارهايى مختار است يا نه و بر فرض كه مختار نباشد تكليف بىمعنى است قهرا از اشاعره آنانى كه همه كارها را به خداوند نسبت داده‌اند بايد منكر تكليف باشند و گويند تكليف ما لا يطاق جايز نيست . اشاعره گويند مخالف تكاليف و ترك عبادات از سوى بندگان چرا بايد منشأ عذاب باشد و باعث بر عقاب باشد يكى اين‌كه بنده در كارها مختار نيست و ديگر اين‌كه خدا چه نيازى به طاعات و عبادات بندگان دارد . لا صدرا انواع ايراداتى كه از سوى متكلمان و فرقه‌هاى گوناگون مطرح شده است ذكر كرده و

--> ( 1 ) اسفار ، ج 3 ، سفر 1 ، ص 57 . ( 2 ) واقعه / 184 . ( 3 ) تفسير لا صدرا ، ج 2 ، ص 53 . ( 4 ) اسفار ، ج 4 ، صص 76 ، 169 . ( 5 ) همان ، ج 2 ، سفر 3 ، صص 2 - 5 .