السيد جعفر السجادي

154

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

چشم او ( زيرا قدرت بر بينايى در بچه شير و سگ از هنگام تولد تا زمان باز شدن چشم او وجود ندارد ، و بنابراين تقابل بين عمى و بصر در جسم جامد و يا در هر حيوانى قبل از فرا رسيدن زمان باز شدن چشم ، تقابل عدم و ملكه نيست . از بيانات گذشته معلوم شد كه تقابل در تضايف و تضاد ، ما بين دو امر وجودى است و در سلب و ايجاب و عدم و ملكه ، ما بين دو امرى است كه يكى وجودى و ديگرى عدمى است . و اين بود تفسير عدم و ملكه از نظر جمهور ) ولى عدم حقيقى مقابل ملكه حقيقيه ( از نظر ما ) عبارت است از انتفاى امرى از چيزى كه در آن چيز و يا در بعضى از مقومات آن چيز مانند جنس و نوع ، امكان وجود آن امر متحقق باشد . پس عمى و ظلمت و نداشتن مو در بدن به علت ابتلا به داء الثعلب پس از داشتن آن و امرديت در صورت كودكان در زمانى قبل از فرا رسيدن زمان روييدن مو در صورت آنان و عدم بينايى با امكان وجود بينايى در مورد شخص كور مادرزاد و نبودن ريش در صورت زن كه وجود آن در صورت افراد نوع انسان كه شامل زن و مرد است ، ممكن است ، همگى عدم ملكه‌اند نه عدم بحت و عدم صرف . زيرا در تمام اين اعدام نام برده امكان وجود امر معدوم ، شرط و معتبر است و امكان شىء مستلزم وجود مادهء مستعد قبول آن شىء است و لذا صدق اين اعدام بر امرى كه به كلى معدوم و فاقد امكان وجود امر معدوم است جايز نيست ( پس با اين تفسير ، عدم و ملكه شامل كليهء مواردى مىشوند كه ذكر شد در حالتى كه بعضى از آن‌ها به تفسير جمهور از عدم و ملكه خارج مىشوند ) . « 1 » تقدم و تأخر - تقدم يعنى جلو و پيش ، متقدم يعنى امرى كه از جهتى از جهات جلو و قبل باشد و وضع تأخر مقابل تقدم است . لا صدرا گويد : تقدم و تأخر بر دو وجه است يكى اين‌كه ما فيه التقدم و ما به التقدم يكى است . مانند تقدم بعضى از اجزاى زمان بر بعضى ديگر در قبليات و بعديات در آن‌ها به نفس هويات متجدّده است لذاته نه به امر ديگرى كه عارض بر آن باشد . « 2 » دوم اين‌كه تقدم و تأخر به نفس آن معنى نباشد و بلكه به واسطهء معنى ديگر باشد در اين مورد بين ما فيه التقدم و ما به التقدم فرق است مانند تقدم انسانى كه پدر است به انسانى كه فرزند است ( پسر است ) كه تقدم در اين جا در معنى انسانيت نيست و بلكه در معنى ديگرى است كه زمان و يا وجود باشد پس در اين مورد ما فيه التقدم و تأخر در متقدم و متأخر وجود يا زمان است و ما به التقدم و تأخر خصوص ابوت و بنوّت است همان‌طور كه تقدم پاره‌اى از اجسام بر پاره‌اى ديگر به وجود است و نيز تقدم علت بر معلول به وجود است و همين‌طور تقدم دو بر چهار كه اگر در اين گونه تقدم و تأخرها وجود اعتبار نشود ، تقدم و تأخرى نخواهد بود ، بنابر اين تقدم و تأخر ، كمال و نقص ، قوت و ضعف در وجودات به نفس هويات آن‌ها است و نه به امرى ديگر و در اشيا و ماهيات به نفس وجودات آن‌ها است نه به نفس آن‌ها و بالجمله متقدم يعنى چيزى كه از لحاظ وجودى يا ماهوى

--> ( 1 ) اسفار ، ج 2 ، سفر 1 ، صص 103 - 114 و ج 2 ، سفر 3 ، ص 192 . ( 2 ) همان ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 36 و ج 3 ، سفر 1 ، ص 257 .