السيد جعفر السجادي
149
فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )
جسمانى كه حاصل براى جسم مشكل ( صورت ) است و نزد حكما اطلاق بر چند معنى مىشود كه تمام آن معانى در يك معنى مشتركند و آن چيزى است كه آن شىء به آن بالفعل مىشود و همينطور است صور علميهء اشيا . تضاد - تقابل تضاد عبارت از تقابل بين دو امر وجودى است كه بين آنها نهايت بعد باشد مانند سفيدى و سياهى و شرط متضاد بودن دو امر اين است كه هر دو واقع تحت يك جنس واحد باشند ، جنس غير عالى . و بيان شد كه وجود را نه جنس است و نه نوع پس وجود را ضدى نيست زيرا بين وجود و وجود ديگر غايت بعد هم نيست و هيچ طبيعتى عامتر و مطلقتر از وجود نيست و تصور اينكه دو وجود متضاد باشند كه تحت جنس واحد باشند ناممكن است . « 1 » تعقل - تعقل يعنى ادراك به وسيله عقل و امرى را به عقل در آوردن و بالأخره اخذ صورت عارى از ماده . « 2 » صدرا گويد تعقل عبارت از اتحاد جوهر عاقل است با معقول . صور اشيا بر دو قسماند يكى صورت مادى اشيا كه قوام وجودى آنها به ماده و وضع و مكان خاص است اين قبيل صور مسلما بر حسب وجود مادى خود معقول بالفعل و بلكه محسوس هم نمىباشند مگر بالعرض . و ديگر صور مجردهء آنها است از ماده و وضع و مكان به نحو تجريد تام كه صور معقولهء بالفعل است و يا به نحو تجريد ناقص كه متخيل و يا محسوس بالفعل است . با توجه به بيان و تعريف و تقسيم فوق و اين اصل كه حكما گويند صور معقولهء بالفعل را وجود فى نفسه و وجود آنها براى عاقل يكى است از جهت واحد و همينطور محسوس بما هو محسوس وجود آن فى نفسه و وجودش براى حاسه و حس يكى است « بلا اختلاف » در اين صورت اگر فرض شود كه معقول بالفعل امرى باشد كه وجود آن غير از وجود عاقل باشد به طورى كه دو موجود متغاير باشند و هر يك را هويت جداگانهاى باشد و ارتباط ميان آن دو فقط از باب حاليت و محليت باشد مانند سواد و جسم كه جسم محل سواد است لازم مىآيد كه بتوان وجود هر يك را بدون ديگرى اعتبار كرد لكن اين معنى در معقول بالفعل درست نيست زيرا معقول بالفعل را وجود ديگرى نيست مگر همان وجودى كه بذاته معقول است نه بشىء ديگر و معقول بودن چيزى تصور نمىشود مگر به آنكه چيزى عاقل او باشد و اگر عاقل ، امرى باشد مغاير با آن لازم مىآيد كه آن فى حد نفسه و با قطع نظر از اين عاقل غير معقول باشد و در نتيجه وجود آن وجود عقلى نخواهد بود در صورتى كه صور معقولهء هر چيزى كه مجرد از ماده باشد معقول بالفعل است چه آنكه عاقلى آن را تعقل كند يا نه . و خلاصهء كلام آنكه صور معقولهء مجرده دو قسماند يكى معقولاتى كه بر حسب فطرت و خلقت مجردند مانند عقول و نفوس و صور معقولهء كليه و ديگرى صور مجردهء كه به تجريد مجرد . مجرد مىشوند از ماده در هر صورت صور مجرده معقول بالفعلاند چه آنكه عاقل خارجى باشد كه آنها را تعقل كند يا نه . حكم معقوليت شىء مانند حكم متحركيت
--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 342 . ( 2 ) همان ، ج 6 ، ص 258 و ج 1 ، صص 270 ، 389 .