السيد جعفر السجادي

144

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

شود در مقابل تكاثف كه عبارت از نقصان حجم جسم است بدون آن‌كه چيزى از آن كاسته شود . بعضى گويند تخلخل عبارت از انبساط ماده است در كم . عده‌اى از محققان فلاسفه كه وجود خلأ را در عالم محال دانسته‌اند گويند : تخلخل حقيقى محال است و آن‌چه را تخلخل و تكاثف پندارند عبارت از دخول اجسام غريبه و خروج اجسام غريبه است و به عبارت ديگر تخلخل همان انتفاش است كه تباعد اجزاى و دخول اجزاى مباين غريبه باشد و بالعكس . « 1 » تخيل - تخيل عبارت از حركت نفس است در محسوسات و چنان‌كه حركت نفس را در معقولات تفكر گويد حركت آن را در محسوسات تخيل نامند . بعضى گمان كرده‌اند كه تخيل عبارت از حصول صور خياليه در اجزاى دماغ است و صدرا « چنان‌كه از مبانى او معلوم شد » اين عقيده را مردود مىداند و گويد : صور متخيله مجردند مانند ساير صور ادراكيه و مادهء دماغيه حامل اشكال و صور مختلف نمىتواند باشد زيرا آن ماده در آن واحد نمىتواند حامل اشكال متناقض و متضاد و بالأخره متقابل باشد . او گويد : صور خياليه منفصل الوجودند از عالم ماده و موطن آن‌ها عالم خيال است . خيال « 2 » تداخل - كلمهء تداخل يعنى در يكديگر در آمدن و در عرف فلسفه به معنى نفوذ و دخول اشيا و اجزا در يكديگر است به نحوى كه در وضع و حجم متحد گردند و به حجم مدخول فيه چيزى افزوده نگردد و اين امر محال است زيرا لازم مىآيد كه تمام عالم جسمانى در يك جزء جاى گيرد و اصولا جسمى موجود نباشد . جوهر فرد « 3 » تذكّر - يكى از مباحث مورد اختلاف فلاسفه بحث در اين امر است كه آيا تعلّم و تعليم يادآورى است يا فراگيرى ، افرادى كه ارواح را ، روحانية الحدوث دانند مىگويند : ارواح قبل از تعلق با بدان به معلوماتى عالم بوده پس از تعلق با بدان فراموش كرده است و به تدريج آن‌چه مىدانسته به ياد مىآورد . مفاد بخشى از قصيده عينيهء ابن سينا همين معنى است ملا صدرا با وجودى كه به جسمانية الحدوث بودن ارواح قايل است قول به تذكر را اقرب به صواب مىداند لكن از سياق عبارت دانسته مىشود كه در عبارت غلطى وجود داشته باشد . « 4 » تركيب اتحادى - تركيب اتحادى نوع تركيبى است كه اجزاى تركيب كنندهء آن هر يك به طور جداگانه وجود مستقلى نداشته باشند و به عبارت ديگر ميان دو يا چند امرى است كه در تقرر وجودى متحد باشند و همه موجود به وجود واحد باشند مانند نوع كه مركب از جنس و فصل است به نحو تركيب اتحادى و تركيب جسم از ماده و صورت و بنابر اين تركيب اتحادى اعم است از تركيب تحليلى عقلى يا خارجى . بعضى گويند تركيب اتحادى مخصوص است به مركبات عقلى و تركيب جسم از ماده و صورت را از آن جهت تركيب اتحادى مىدانند كه در عقل منحل به دو جزء جنس و فصل و

--> ( 1 ) اسفار ، ج 4 ، صص 76 ، 169 . ( 2 ) همان ، ج 3 ، ص 360 . ( 3 ) همان ، ج 2 ، سفر 2 ، صص 30 - 31 ، 56 . ( 4 ) همان ، ج 3 ، سفر 1 ، ص 490 .