السيد جعفر السجادي

117

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

( به علت احتياج به ماده ) فاقد استقلال در وجوداند و نفس ( به علت احتياج به بدن و آلات و قواى بدنى ) فاقد استقلال در تأثير است . اشراق چهارم : در بيان كيفيت وساطت صادر اول در ايجاد ساير موجودات . اگر از هر عقلى ، عقلى ديگر صادر گردد ( و سلسلهء صدور عقول همواره ادامه يابد ) هيچ‌گاه نوبت ايجاد به اجسام نمىرسد و اگر از واحد حقيقى يعنى ذات واجب الوجود موجودى جز او بالذات ( و بدون واسطهء موجود واحدى مانند عقل كه در صفت وحدت مناسبتى با او داشته باشد ) صادر گردد هر آينه در ذات او كثرتى بالذات و واقعى وجود خواهد داشت ( زيرا صدور كثير از واحد بالذات محال است ) . پس در تحقيق اين مسأله بر اساس يك نهج عرشى مىگوييم براى صادر اول از جهت اين‌كه او موجودى است صادر از ذات واجب الوجود ، وحدتى است بالذات و نيز از براى او از جهت داشتن ماهيت و عروض محدوديت ناشى از قصور ذات و مرتبهء وجودى او از ذات و مرتبهء وجوديهء واجب الوجود ، نه ناشى از ناحيهء جعل و تأثير فاعل ، « 1 » كثرتى است بالعرض . ( و چون صادر اول ، هم ذات خويش را تعقل مىكند و هم شاهد و ناظر وجود و وجوب و كمال حضرت معبود مطلق و عاشق جلال و جمال او است و هم داراى ماهيت و امكان ذاتى است ) لذا از جهت وجود ذات او كه همواره او را تعقل مىكند موجودى ( به نام نفس كلى ) از وى صادر مىگردد و از جهت مشاهدهء حضرت معبود و وجوب وجود و قدرت او و عشق به جمال و كمال او ، موجود ديگرى ( به نام عقل ثانى ) صادر مىگردد و از جهت ماهيت و امكان ذاتى و فقر و احتياج وى به ذات علت ، موجود ديگرى ( به نام جسم ) صادر مىگردد و هر معلول اشرفى ، به علت اشرفى نسبت داده مىشود و سپس به همين ترتيب در علل و اسباب ( كه در سلسلهء طوليهء وجود و قوس نزول قرار گرفته‌اند ، به نسبت قرب و بعد آن‌ها از مبدأ كل ) تكثرى ( نظير تكثر در ذات عقل اول ) پديد مىگردد و بدين جهت ، كثرت و تعدد در معلولات و مسببات حاصل مىشود ( تا آن‌گاه كه سلسلهء علل و معلولات و اسباب و مسببات به هيولى كه آخرين معلول و نازل‌ترين موجود نسبت به مبدأ كل است منتهى گردد ) و بايد دانست كه ( با اين‌كه صدور موجودات از واجب الوجود به ترتيب علّى و معلولى و با واسطه بوده است ، مع ذلك ) همگى معلول و مخلوق اويند و همگى بالذات و به طور حقيقت ، منسوب به اويند ( چنان‌كه گفته‌اند « لا مؤثّر فى الوجود الّا اللَّه » ) و ضمنا هم فرق ما بين فعل واجب الوجود و اثر واجب الوجود بر تو معلوم و آشكار شد . پس فعل او وجود مطلق و ايجاد مطلق است و اثر او ماهياتند كه لوازم وجودات‌اند . اولويت ذاتى - اصطلاح اولويت ذاتى در باب مسألهء حدوث و خروج ممكنات از حالت تساوى الطرفين به دار وجود يا عدم به كار برده شده است بر اين اساس كه علت خروج ممكن از امكان بوجود يا عدم و مرجح طرف وجود يا عدم چيست پاره‌اى گفته‌اند به علت اولويت ذاتى است يعنى آن موجب وجود عالم ، اولويت ذاتى

--> ( 1 ) شواهد ، صص 219 به بعد .