السيد جعفر السجادي

102

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

خود بالقوه است و نظر به علت خود بالفعل پس امكان از يك سو مصداق ما بالقوه و از سوى ديگر مصداق ما بالفعل است يعنى وجوب غيرى . ملا صدرا مىگويد : « 1 » آن‌چه نامعلوم است حوادث و اوضاع آينده است و نه حال و گذشته و بنابراين در امورى كه موصوف به وصف امكانى مىشوند شرط دانسته‌اند كه در حال معدوم باشند . ملا صدرا گويد اين نظر درست نيست زيرا همان‌طور كه اگر در حال موجود باشد ضرورت وجود دارد ، اگر معدوم هم باشد در حال حاضر ضرورت عدم دارد ملا صدرا گويد ممكنات در استقبال هم عارى از يكى از دو طرف ضرورت نمىباشند از جهت ايجاب علت آن‌ها پس تفاوتى نيست ، بين حال و آينده . وى گويد : البته صدق و كذب در امكان استقبالى مشخص نيست زيرا دربارهء حال و گذشته يكى از دو طرف وجود و عدم مشخص شده است و در استقبال نشده است و اين عدم تعيّن هم مربوط به علوم غير محيط ما انسان‌ها است كه نمىدانيم وقايع و حقايق در ازل و ابد چگونه‌اند و لكن مبادى عاليه و مجردات عالم بما كان و بما يكون و بما هو كاين‌اند . ملا صدرا گويد هر گاه ما مىتوانستيم به علل و اسباب اشيا و يا شىء واحد علم پيدا كنيم قهرا مىتوانستيم قطع به وجود آن در همه حال پيدا كنيم زيرا هنگامى كه به همه اسباب وجودى آن احاطه كنيم از نظر ما وجود آن ضرورى و واجب نموده مىشود ، وى گويد : اين كه منجمان به صورت گمان از وجود اشيا در آينده خبر مىدهند به علت آن است كه احاطهء كلى به همه علل و اسباب آن‌ها ندارند و نمىتوانند احاطه پيدا كنند . ملا صدرا مىگويد وهم و شك و ظن به امور و وقايع همه معلول نقص علم ماست . امكان خاص - امكان خاص عبارت از وصف امرى است كه نه واجب است و نه ممتنع و گاه اطلاق مىشود بر سلب ضرورت در جانب ايجاب و سلب هر دو . اين اطلاق تقريبا همان امكان خاص است لكن در تعبير تفاوت مىكند از اين رو آن را خاص خاص گفته‌اند . و گاه امكان گفته مىشود و سلب همهء ضرورات اراده مىشود اعم از ضرورت ذاتى يا وصفى و يا وقتى كه اخص از دو قسم فوق است و گاه اطلاق بر امرى بر حسب حال او نسبت به آينده شود كه اين نوع را امكان استقبالى گويند زيرا آن‌چه مربوط به گذشته است و يا حال ، يا موجود است و يا معدوم بنابر اين امكان حقيقى مربوط به آينده است كه تكليف گذشته و حال همه معلوم شده است و از اين رو است كه عده‌اى از اهل منطق امكان را صرفا در جهت استقبال درست مىدانند . « 2 » امور تصوريه - امور تصوريه در برابر امور تصديقيه است . امور تصوريه اطلاق بر مبادى عامه فعل هم مىشود يعنى نخست تصور امر است و تصور منافع و مضار آن و بعد تصديق به منافع و مضار پس از جملهء مبادى عامه فعل امور تصوريه است . « 3 » يكى از مباحث عقلى اين است كه تصور اشيا آيا ممكن است مبدأ وجود اشيا شوند يا نه . ملا صدرا گويد : مؤثر در وجود اجسام و طبايع

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 1 ، ص 153 . ( 2 ) همان ، ص 151 . ( 3 ) همان ، ج 2 ، سفر 1 ، صص 182 - 183 .