جلال جلالى زاده
84
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
رابطهى خانوادگى ، دينى ، عقيدتى و يا هرچه كه مىتواند موجب اجتماع چند نفر گردد ، آنان را باهم جمع كرده است . اولين مدلول كلمهى اهل زن و همسر مرد است ( يوسف / 25 ) . تأهل فلان ، يعنى زن اختيار كرد و حتى در فارسى به كسى كه ازدواج كند ، متاهل مىگويند ( هود / 73 ) . أهل الأهواء : اين لقبى است كه اهل سنت و جماعت به كسانى كه مخالف معتقدات آنان در مسأله اسماء و صفات خدا ، رؤيت و كسب باشند دادهاند ، مانند معتزله ، مرجئه و رافضه . أهل الحق : مراد اهل سنت و جماعت است . أهل رأى ( ر . اصحاب الرأى ) أهل اجتهاد : كسى كه اهليت اجتهاد دارد بايد عالم به كتاب ، سنت ، خبر واحد ، ناسخ و منسوخ ، عام و خاص ، حقيقت و مجاز ، احكام عقلى ، اجماع پيشينيان ، اقسام استدلال و اقسام قياس باشد . أهل البدع : بدعتگذاران ، كسانى كه در دين از روى هوى و هوس بدعتگذارى مىكنند . أهل العهد : كافرانى كه با مسلمانان مصالحه كردهاند تا در كشور اسلامى زندگى كنند ، خواه اينكه مصالحه بر سر مال باشد خواه نه ، به شرطى كه احكام اسلامى همانگونه كه بر اهل ذمه جارى مىشود ، بر آنها جارى نشود و با مسلمانان نجنگند و نيز اهل هدنه و اهل صلح ناميده مىشوند . أهل فترت : مردمانى كه پس از حضرت عيسى زيستهاند و پيش از حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا رفتهاند و دعوت پيامبر را درك نكردهاند . إن قيل : ابو البقاء گفته است : اگر سؤال قوى باشد ، گفته مىشود ( و لقائل ) و پاسخش : ( أقول ) يا ( نقول ) ، يعنى من با كمك ديگر دانشمندان مىگويم . هرگاه ضعيف باشد ، گفته مىشود ( فإن قيل ) و پاسخش : ( أجيب ) يا ( يقال ) ، هرگاه ضعيفتر ، باشد گفته مىشود : ( ليقال ) و پاسخش : ( لأنا نقول ) ، هرگاه قوى باشد ، گفته مىشود : ( فإن قلت ) و پاسخش : ( قلنا ) يا ( قلت ) مىباشد . گفتهاند : ( فإن قلت ) با فاء : سؤال از نزديك و با واو سؤال از بعيد است . ( قيل ) در آنچه كه مورد