جلال جلالى زاده

85

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

اختلاف است و اشاره به ضعف سخنى است كه گفته‌اند . أهليت : در لغت به معناى شايستگى شخص براى الزام و التزام و شايستگى انجام كارى را داشتن . يعنى اين‌كه صلاحيت متعهد شدن به حقوق ديگرى را داشته باشد و حقوقى براى او از سوى ديگران ثابت شود و صلاحيت التزام به اين حقوق را داشته باشد . انسان به‌طور مطلق شايستگى تعلق خطاب شرعى را داشته باشد و اين صفتى است كه از آغاز ظهور حيات در او چه به‌طور حقيقى يا حكمى ملازم و همراه است . اهليت بر دو قسم است : اهليت وجوب و اهليت ادا ، و هركدام يا ناقص است يا كامل . أهليت وجوب : صلاحيت انسان براى اين‌كه حقوقى براى او ثابت و واجباتى بر او واجب شود . اساس ثبوت آن حيات و علت آن صفت انسانى است و به محض انسان بودن متحقق مىشود ، و ربطى به سن ، عقل ، مذكر و مؤنث بودن بلوغ و عدم بلوغ ندارد . أهليت وجوب كامل : يعنى اين‌كه انسان صلاحيت داشته باشد حقوق و واجباتى بر او ثابت شود و اين صلاحيت از زمان تولد تا زمان مرگ براى او ثابت است . پس گرفتن حقوق مانند ميراث ، وصيت ، هبه ، تبرع و تعهد در مقابل تصرفات مشروع چه در زمان رشد و قبل از آن توسط اوليا و حقوق مالى و ضمانت اموال تلف شده به او تعلق مىگيرد . أهليت وجوب ناقص : صلاحيت انسان براى اين‌كه حقوقى براى او ثابت شود ، مانند ارث ، وصيت و هبه ، ولى واجبات بر او واجب نمىشود . مانند نماز ، روزه و حج . حقوقى كه براى او ثابت مىشود ، در معرض زوال است و اين اهليت براى جنين ثابت است . أهليت أداء : يعنى اين‌كه انسان از لحاظ شرعى شايستگى صدور افعال و اقوالى داشته باشد . به بيان ديگر شخص ، صلاحيت كسب حقوق ناشى از تصرفات خود را داشته باشد و حقوقى را براى ديگران با اين تصرفات ايجاد كند و مقرون به تكليف شرعى است و اهليت معامله نيز ناميده مىشود . يعنى مكلف