جلال جلالى زاده
83
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( شورى / 54 ) . كسى كه اين دو آيه را ملاحظه كند ، مىبيند كه در ظاهر باهم متعارضند ؛ چون آيهى اولى از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نفى هدايت مىكند و دومى وظيفهى هدايت را براى او ثابت مىكند . بنابراين دفع اين تعارض ظاهرى با انفكاك جهت هر يك از دليلهاست به گونهاى كه آيهى اولى بر هدايت توفيق كه در يارى دادن شخص فرمانبردار بر طاعت و ثابت قدمى بر ايمان است و آيهى دومى حمل بر هدايت دلالت مىشود كه در ارشاد هرفردى به راه مستقيم متعين است ، بدون اينكه بر طاعت و ثبات بر ايمان كمك كند . إنقطاع : گذشتن زمان چيزى ، ناتوانى معلّل از تصحيح مذهب و قصور او در مناظره ، ناتوانى سؤالكننده از منع يا تصحيح منع آن با نسبت دادن به مستند . ناتوانى مناظرهكننده از تأييد دليلى كه آورده است . انقطاع داراى صورتهاى زير است : الف - سكوت يكى از مناظرهكنندگان در هنگام ارائه دليل . ب - انكار آنچه ضرورى دانسته مىشود ؛ زيرا انكار اشخاصى مانند او دلالت دارد كه تنها ناتوانى از رد علت معلل او را وادار به چنين كارى كرده است . ج - منع سؤالكننده پس از تسليم ؛ زيرا اين كار دلالت دارد كه تنها ناتوانى از رد دليل مخالف او را به منع پس از تسليم و تناقض در گفتار وادار كرده است . د - ناتوانى معلل از تصحيح علتى كه قصد اثبات حكم به وسيلهى آن را داشته است . إنقطاع حديث : حذف يك راوى يا بيشتر در آغاز سند حديث در نزد محدثين . إنكار راوى : آن است كه راوى ، حديثى را از ديگرى روايت كند . سپس راوى ديگرى اين حديث را از او روايت كند و راوى اول روايت دومى را از او انكار كند ، كه انكار اصل ناميده مىشود . إهانت : يكى از معانى صيغهى امر است ، مانند ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ . أهل : نزديكان و خويشاوندان . أهل الرجل : يعنى كسانى كه نسبت و