جلال جلالى زاده
75
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
انجام نمىدهد . يكى از عوارض اهليت كسبى است كه در نتيجهى اقوال و افعال مؤثر است ، ولى اصل اهليت را زايل نمىكند و يكى از وضعيتهاى اضطرارى شرعى شمرده مىشود كه ارتكاب حرام شرعا در آن جايز است . إكراه معنوى : اجبار بر انجام كار حرام كه اگر شخص مكره انجام ندهد ، اتلاف جان يا عضو بر آن مترتب نمىشود ، بلكه در صورت امتناع زيان روحى و معنوى به او مىرسد . مثل زندانىكردن پدر و يا اخراج از كار ، اين اجبار زائلكنندهى رضايت است ، ولى زايلكنندهى اختيار نيست . در نزد برخى از فقها عدم اجراى تصرفات مكره بر آن مترتب مىشود . إكراه قاصر : اكراه بر انجام كار حرامى كه در صورت امتناع مكره تلفات جانى يا از دست دادن عضوى از اعضاى بدنش را درپى ندارد ، بلكه ضرر آن روحى يا اندك است . مثل تهديد به زندانىكردن درصورتىكه كار حرامى را انجام ندهد ، مانند رباخوارى ، اين اكراه زايلكنندهى اصل رضايت است ، ولى زايلكنندهى اختيار نيست و اين اكراه قاصر است ؛ چون رضايت را از بين مىبرد ، ولى اختيار را از بين نمىبرد ؛ به خاطر اينكه مكره از انجام افعال امتناع مىكند و اين اكراه را غير ملجئ مىنامند . إكراه كامل : مجبوركردن شخص بر انجام كار حرام همراه با تهديد بر كشتن يا قطع عضو ، مثل بريدن دست يا پا . اين تهديدها شخص مجبور را در دست مجبوركننده مانند ابزارى در دست او يا شمشيرى در دست شمشيرزن قرار مىدهد و اين اكراه كامل ناميده مىشود ؛ چون با رضايت و اختيار نيست و اكراه ملجئ نيز ناميده مىشود . التزام : دلالت لفظ بر معناى لازم آن است ، مانند دلالت اسد بر شجاعت و اين در لازم ذهنى متصور مىشود . التماس : طلب همراه با يكسان بودن آمر و مأمور در رتبه ، به گونهاى كه يكى از آنها حق الزام ديگرى را نداشته باشد . امر از اعلى به ادنى مفيد وجوب و از ادنى به اعلى مفيد دعا و رجا و از مساوى به مساوى مفيد التماس است .