جلال جلالى زاده
38
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
زحمت و مشقت است گفته مىشود « اجتهد فلان فى حمل الرحى » و گفته نمىشود « اجتهد فى حمل خردلة » . تلاش در جستوجوى دانستن احكام شرعى . مجتهد همهى تلاش خود را براى كسب ظن نسبت به حكم شرعى به كار گيرد ، به گونهاى كه احساس كند از انجام تلاش بيشتر ناتوان است . محل اجتهاد : اجتهاد در خصوص قطعى الدلاله درست نيست ، بلكه در خصوص ظنى الدلاله يا در موضوعى است كه صراحتا نصّى دربارهى آن نيامده است . اجتهاد مايهى ثروتمند شدن شريعت اسلامى و انقلاب دايمى و تكاملى است و به وسيلهى اجتهاد شريعت اسلامى صلاحيت همهى زمانها و مكانها را دارد . حكم اجتهاد : هركس نمىتواند اجتهاد كند ، بلكه بايد داراى شرايطى باشد كه براى مجتهد لازم است ، كه گاهى فرض عينى است و گاهى فرض كفايى . گاهى تا صد شرط را براى مجتهد در نظر گرفتهاند كه مهمترين آنها عبارتند از : تسلط بر قرآن ، سنت ، اقوال صحابه و مجتهدان ، اجماع ، وجوه قياس ، آشنايى با زبان عربى و مقاصد شريعت . اجتهاد ابداعى : مجتهد همهى توان خود را در استنباط حكم جديد براى مسألهاى كه پيش از او ديگر مجتهدان نظرى ندادهاند ، با استفاده از ابزارهاى معرفتى موجود در عصر خويش به كار مىگيرد . اجتهاد استصلاحى : مجتهد توان خود را براى رسيدن به مقصود خداوند از متون وحى با تطبيق قواعد كلى و عام كه از كتاب و سنت در جلب مصلحت و دفع مفسده استنباط شدهاند ، به كار گيرد . مانند حكم به حرمت مخالفت با علايم رانندگى در عصر حاضر . اجتهاد انتخابى يا ترجيحى : مجتهد يكى از آراى گذشتگان را به سبب تناسب با مقتضيات زمان و مكان بر ديگر آرا ترجيح دهد و به آن حكم كند . اجتهاد بيانى : مجتهد در يكى از زمانها توان خود را براى كشف مفهوم موردنظر شارع از متون ظنى الدلاله به كار گيرد ، مانند عام و خاص و مطلق و مقيد . عرصهى اين اجتهاد در حدود فهم معانى متون و ترجيح برخى