جلال جلالى زاده
288
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
مفهوم مكان : دلالت لفظ كه حكم در آن به ظرف مكان مقيد شده بر ثبوت حكم براى مفهوم كه مخالف حكم منطوق است به سبب انتفاى اين ظرف از آن ، مانند وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ ( بقره / 187 ) و « جلست أمام زيد » . مفهوم موافق : مدلول لفظ در محل سكوت موافق مدلول آن در محل نطق است . يعنى آنچه كه از مدلول لفظ از معانى و احكام فهميده مىشود ، موافق با آن چيزى است كه از خود لفظ فهميده مىشود . معناى لازم براى مدلول لفظ هرگاه موافق اين مدلول باشد مفهوم موافق است . هرگاه مفهوم يعنى آنچه كه در غير محل نطق و پس از حصول سكوت به دست آيد با منطوق يعنى آنچه در مقام نطق و تلفظ در ذهن القا شود از حيث اثبات و نفى هردو موافق و همنواخت باشند ، آن را مفهوم موافق گويند . اگر مفهوم نسبت به حكم اولى و برتر از منطوق باشد ، فحوى الخطاب و اگر با آن مساوى باشد ، لحن الخطاب ناميده مىشود . دلالت لفظ بر ثبوت حكم منطوق براى مفهوم و موافقت با آن از نظر نفى و اثبات به سبب اشتراك آنها در علت حكم كه از لغت فهميده مىشود ، بدون اينكه نيازى به نظر و تأمل داشته باشد . مفهوم موافق ناميدنش براى آن است كه حكم مفهوم ، موافق حكم منطوق است . حنفيه آن را دلالت نص و برخى آن را قياس جلى مىنامند . مثال فحوى الخطاب آيهى فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ ( إسراء / 23 ) . مثال لحن الخطاب إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً ( نساء / 10 ) . مقاصد : مفاهيم ، اهداف و حكمتهايى كه شارع در تشريع احكام آنها را ملاحظه كرده است . اسرارى كه شارع در هريك از احكام قرار داده و در هرزمان و مكانى براى تحقق ، ايجاد و رسيدن به آنها تلاش مىشود . مقاصد تحسينى يا تحسينيات عمل به عادات پسنديده و دورى از رفتارهاى زننده است كه در مكارم اخلاقى جمع مىشوند و در عبادات ، معاملات ، عادات و جنايات جارى است ، مثل طهارت و صدقه .