جلال جلالى زاده

287

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

ببخش نه ديگرى . فرق بين وصف و علت ؛ وصف گاهى علت است ، مانند اسكار و گاهى علت نيست بلكه متمم است مانند سوم چريدن در صحرا چون در وجوب زكات در غنم سائمه ، گوسفند علت است و سوم متمم آن است ، و گرنه در حيوانات وحشى نيز واجب مىشد . وجوب زكات به خاطر نعمت مالكيت است كه با سوم از علف خوردن كامل‌تر است . پس صفت اعم از علت است و بدين سبب علت را مستقلا ذكر كرده است . مفهوم غايت : لفظى كه حكم در آن مقيد به غايت شده كه بر ثبوت نقيض اين حكم پس از غايت دلالت مىكند . مقيدكردن حكم به غايت هرچيزى آخر آن است كه دلالت بر نفى حكم پس از غايت مىكند ، مانند ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ ( بقره / 187 ) . كه روزه به غايت يعنى شب مقيد شده و بر روزه نگرفتن پس از آمدن شب دلالت مىكند . مفهوم لقب : تعليق حكم بر اسم خاص ، مراد از آن لفظى است كه بر ذات نه صفت دلالت كند ، چه اسم خاص باشد ، مانند « قام زيد » و چه اسم نوع باشد ، مانند « فى الغنم زكات » . حكم در نصى كه مختص به جنس يا نوع يا اسم باشد ذكر شود و حكمى كه براى اين جنس يا نوع يا اسم ثابت شده از غير آن‌ها منتفى شود . نفى حكم از آن‌چه كه عموم اسم شامل آن نمىشود ، يا تعليق حكم بر اسم . مراد از لقب هراسمى است چه مشتق و چه جامد كه موضوع حكم واقع شده باشد ، مانند فقير در جمله‌ى « أطعم الفقير » يا حديث « الطعام بالطعام مثلا به مثل » ، كلمه‌ى طعام لقب براى جنس طعام است ، هراسمى كه بر جنس يا شخص يا نوع دلالت كند ، لقب است . مفهوم لقب در نزد اكثر علما حجت نيست . مفهوم مخالف : هرگاه مفهوم از حيث اثبات و يا نفى حكم ، مخالف منطوق باشد . يعنى اگر منطوق مفيد اثبات حكم باشد ، مفهوم مفيد نفى حكم و برعكس است . دليل خطاب نيز ناميده مىشود ؛ چون دليل آن از جنس خطاب است ، يا خطاب بر آن دلالت مىكند ، مانند آيه‌ى فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ ( بقره / 185 ) ، نفى روزه گرفتن از كسى كه ماه رمضان را درك نكرده است .