جلال جلالى زاده
252
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
است . بعضى از اصوليان اين قياس را مفهوم موافق و برخى آن را دلالت نص ناميدهاند . مانند تحريم زدن والدين با قياس بر تحريم ناسزاگويى ، علت تحريم اذيت و آزار است كه در زدن شديدتر از تأفيف است . قياس تحقيق : يكى از اقسام شبه است و مراد از آن شباهت اصل و فرع در حكم اصل است . سبب نامگذارىاش براى آن است كه الحاق فرع به اصل نياز به تحقيق ، دقت و ژرفنگرى دارد . قياس تقريب : يكى از اقسام قياس شبه است . مراد از آن شباهت در بين اصل و فرع در اوصاف اصل است ، قياس كننده در الحاق آن به اصولى كه نزديكتر به فرع است تلاش مىكند . دليل تقريب ناميدنش آن است ، قياس كننده اصولى را كه به فرع نزديكترند ، انتخاب مىكند و بر سه قسم است : أ - تردد فرع در بين دو اصل كه در وصف اختلاف دارند و فرع جامع معناى اصل است و فرع بر وصف غالب حمل مىشود . مانند شهادت دادن كه خداوند به قبول شهادت عادل و رد شهادت فاسق امر كرده است و چون دانسته شده است كه جز پيامبران كسى مؤمن كامل نيست ، وصف غالب را در عادل و فاسق معتبر مىدانند . ب - تردد فرع در بين دو اصل كه در وصف مختلفند . هردو صفت در فرع مشهورند و وصف فرع به يكى از دو وصف نزديكتر است هرچند با آن مخالف باشد . مانند آيهى « فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ » ( مائده / 95 ) ، نعم در همهى اوصاف شبيه صيد نيست و نيز مخالف آن نيست . پس در فديه دادن ، حيوانى كه شباهتش به صيد بيشتر است ، معتبر است . ج - تردد فرع در بين دو اصل مختلف كه فرع جامع هردو اصل و يكى از دو اصل از جنس فرع است . مانند اينكه فرع از جنس طهارت باشد و يكى از دو اصل نماز و دومى طهارت باشد كه الحاق فرع به اصل طهارت به سبب همجنس بودن اولى و بدتر از الحاق آن به نماز است ؛ چون اصل از جنس فرعى است كه الحاق آن اراده شده است .