جلال جلالى زاده
251
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
كسى با آن مخالفت نكرده است . اصوليان خاصيت مشتركى را كه مبناى قياس و حمل چيزى بر چيز ديگر باشد علت قياس ناميدهاند . اگر علت در متن حكم ذكر شده باشد ، آن را علت منصوص و اگر ذكرى از آن نشده باشد و تنها از مفاد حكم استنباط گردد ، آن را علت مستنبط مىگويند . قياس أجلى : علت حكم در فرع آشكارتر و واضحتر از اصل است و موجب اولويت فرع به حكم نسبت به اصل است . مانند حرمت حيوان قربانى نابينا با قياس بر قربانى حيوان لنگ و علت تحريم همان عيب است ، ولى اين علت در فرع ( نابينا ) واضحتر از اصل ( لنگ ) است كه موجب شده است قربانى حيوان نابينا از قربانى لنگ حرمتش بيشتر باشد . قياس إخاله : آن است كه طريق اثبات علت مناسبت و اخاله باشد . قياس أدنى : علت حكم در فرع ضعيفتر از اصل است ، يعنى ارتباط فرع با حكم كمتر از اصل است ، مانند قياس سيب بر گندم به سبب جامع طعم در هريك از آنها تا در سيب حرمت تفاضل مانند گندم ثابت شود ، و مانند الحاق نبيذ به خمر در تحريم نوشيدن و وجوب مجازات . اين قياس در نزد برخى از اصوليان قياس خفى و در نزد حنفيه استحسان قياسى ناميده مىشود . خوراكى بودن در گندم مشخصتر است و مقتضى تحريم تفاضل به سبب گرفتن اضافى اقتضاى علت براى حكم در فرع است . در قياس خفى به نفى تأثير فارق در بين اصل و فرع قطع پيدا نشده است . قياس استثنائى : آن است كه نتيجه يا نقيض آن در مقدمات ذكر شده باشد ، مانند « إن كان محمد عالما فواجب احترامه ، لكنه عالم ، فمحمد واجب احترامه » نتيجه در مقدمه ذكر شده است . قياس اقترانى : نتيجه يا نقيض در مقدمات ذكر نشده است ، مانند « شارب الخمر فاسق و كل فاسق ترد شهادته ، شارب الخمر ترد شهادته » . قياس أولى : فرع نسبت به حكم اولى و ارجح از اصل است و اين به سبب قوى بودن علت و وضوح آن در فرع