جلال جلالى زاده
228
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
حنفيه گفتهاند : مترادف نيستند ، اگر تكليف با دليل قطعى مانند كتاب و سنت متواتر ثابت شده باشد ، فرض است . مانند نمازهاى پنجگانه و اگر با دليل ظنى مانند خبر واحد و قياس ظنى ثابت شده باشد ، واجب است . مانند نماز وتر . آثار آن در فقه حنفيه : وجوب در واجب كمتر از فرض است و مجازات ترك واجب كمتر از ترك فرض است . منكر فرض كافر است ، ولى منكر واجب كافر نيست . آنچه كه شارع از مكلف انجام آن را به طور جزم با دليل قطعى يا ظنى خواسته است ، به گونهاى كه انجامش موجب ثواب و ترك آن بدون عذر موجب مجازات است . فرض عينى : آن است كه شارع از هر مكلف معينى انجام آن را خواسته است ، به گونهاى كه اگر ديگرى آن را انجام دهد ، طلب از او ساقط نمىشود ، مانند نمازهاى پنجگانه . فرض كفايى : آن است كه شارع انجام آن را از همهى مسلمانان خواسته است ، به گونهاى كه اگر كسى آن را انجام دهد ، مستوجب پاداش و ديگران مجازات نمىشوند و اگر برخى آن را انجام دهند ، از ذمهى ديگران ساقط مىشود . مانند جهاد و نماز جنازه . هدف شارع از طلب آن انجام فعل بدون توجه به انجام دهنده است ، ولى اگر انجام نگيرد همه گناهكار مىشوند . اين فرض ، يا دينى است يا دنيوى ، دينى مانند غسل و تكفين ميت و تعليم قرآن ، دنيوى مانند آموزش حرفهها و فنون مختلف . سبب كفايه ناميدنش براى آن است كه اداى آن از سوى بعضى براى سقوط مطالبه از بقيه كفايت مىكند . فرض و بناء : آن است كه مستدل سؤال عامى را مىپرسد ، معترض پاسخ خاصى يا بهطور عام فتوا مىدهد و دليل خاصى را ذكر مىكند . ضابطهاش آن است كه مستدل از يكى از صورتهاى دليل كمك مىگيرد . پس هرگاه دليلش كامل شد ، بقيهى صورتها را بر آن بنا مىكند ، بدين سبب فرض و بنا ناميده شده است كه يكى از اسلوبهاى مناظره است و در نزد علماى بلاغه اسلوب حكيم ناميده مىشود . مثال : مسألهاى داراى