جلال جلالى زاده
206
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
ط طاعت : امتثال امر الهى با رغبت و رضايت بدون اجبار و اكراه و مترادف باتقواست . امتثال امر و نهى الهى ، طاعت اعم از قربت و عبادت است ؛ براى اينكه منحصر در نظر و تفكرى است كه منجر به شناخت خداوند مىشود و چون خداوند به آن امر كرده ، طاعت است « فاعتبروا » ( حشر / 2 ) . اگر به سبب معرفت خداوند نباشد ، در اين وقت عبادت و قربت نيست ؛ چون شناخت خداوند با تفكر محض و كامل است كه پس از آن قربت است و نياز به نيت ندارد . طرح : دوركردن اوصاف غير معتبر در عمليات سبر و تقسيم به خاطر رسيدن به علت صحيح و معتبر . اين عمل ، آزمايش و تصفيهى اوصافى است كه احتمال علت بودن آنها مىرود . طرد : حمل فرع بر اصل بدون اوصاف اصلى ، بدون اينكه براى اين وصف تأثيرى در اثبات يا نفى حكم باشد . مانند سخن برخى از فقها دربارهى وجوب كفارهى اعرابيى كه در روز ماه رمضان با زنش جماع كرده بود كه گفتهاند : وجوب كفاره به سبب عرب بودن است . وصفى كه مناسب حكم نيست . طرد و عكس : آن است كه حكم در هنگام وجود وصف ، موجود و در عدم آن موجود نباشد . يكى از شروط صحت علت مؤثر است كه حكم از نظر وجودى و عدم با آن دور مىزند و جريان و دوران ناميده مىشود . طرق استثمار : اصطلاحى كه مختص مستصفاى امام غزالى است و مراد غزالى از آن دلالت لفظ از حيث صيغه و مفهوم لفظ است كه متعلق به مفهوم و منطوق است . طريق : آنچه كه با نظر صحيح در آن امكان رسيدن به مطلوب باشد . آنچه كه نظر صحيح در آن منجر به ، علم به مفهوم يا ظن به آن مىشود و مترادف دليل است . طريقه : در كتابهاى اصولى اغلب بر كيفيت ثابت دلالت مىكند ، اسلوب ، علم خلاف ( جدل فقهى ) . طريقهى شافعى در اجتهاد : روش امام شافعى در اجتهاد ، همان روش مرسوم است كه تا اوايل سدهى بيستم در اروپا رواج داشت ، و در حقيقت تا امروز اسلوب رايج و غالب است .