جلال جلالى زاده
207
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
ظ ظاهر : در لغت به معناى وضوح و بيان است ، و در اصطلاح معنايى است كه در ميان معانيى كه لفظ بر آنها حمل مىشود زودتر در ذهن شنونده جاى مىگيرد . يعنى اينكه لفظ احتمال دو معنا يا بيشتر را دارد ، ولى در بعضى از آنها ظهورش بيشتر است : اين ظهور يا به سبب استعمال لغوى يا شرعى يا عرف است ؛ چون لفظ گاهى براى معنايى وضع مىشود و در معناى ديگرى استعمال مىشود . پس هرگاه شنونده آن را بشنود ، زودتر از معانى ديگر به ذهنش مىرسد كه مراد از لفظ همان معنايى است كه ظهورش بيشتر است و شامل لفظ نمىشود ؛ چون ما گفتيم از معانيى كه لفظ بر آنها حمل مىشود ، در حالى كه نص تنها داراى يك معناست و بدين وسيله از ظاهر متمايز مىشود ، مانند لفظ اسد كه ظهور در حيوان درنده دارد . لفظى كه معقول المعنى است و داراى معناى حقيقى و مجازى است اگر بر معناى حقيقى حمل شود ، ظاهر و اگر در معناى ديگرى به كار رود ، مؤول است . ظاهر لفظ : معنايى است كه در هنگام اطلاق لفظ به ذهن متبادر مىشود همراه با امكان دلالت بر معناى ديگرى چه موافق و چه مخالف . ظاهر مذهب : حكم استنباط شدهاى كه نصى از امام دربارهى آن نيست ، همراه با جواز حكمى ديگر . ظاهريه : پيروان امام داود بن على اصفهانى و ابن حزم اندلسى مىباشند . سبب تسميهى آنان عمل به ظواهر نصوص شرعى و مخالفت با قياس ، استحسان ، سد ذرايع ، قول صحابى ، عرف و ديگر ادلهى مختلففيه به جز استصحاب است . اين ديدگاه فقهى در واكنش به رواج باطنىگرى در سرزمينهاى اسلامى به ويژه در اندلس بود و در اجتهاد داراى اصول مورد اعتمادى هستند . ظن : برترى دادن يكى از دو احتمال در ذهن بر ديگرى بدون قطع و يقين . ظن كامل به معناى علم است ( حاقه / 20 ) و گاهى به معناى جواز است . ظنى الثبوت : خبرى كه به وسيلهى افرادى كه تعدادشان كمتر از عدد تواتر است ثابت شده است . خبر آحاد .