جلال جلالى زاده
202
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
فرق بين صواب ، صدق و حق : صواب امرى است كه در نفس الامر ثابت و انكار آن جايز نيست . صدق : آنچه كه در ذهن است مطابق با خارج باشد . حق : آنچه كه در خارج است با آنچه كه در ذهن است مطابق باشد . فقها گفتهاند : آراى فقهى ما صواب و احتمال خطا دارند و آراى مخالفان خطا و احتمال صواب دارند . صيغ الإباحه : الفاظ و قرينههايى كه بر مخير بودن مكلف در بين انجام و ترك فعل دلالت مىكنند . نص بر نفى گناه ، ( نور / 64 ) . نص بر حلال بودن ( مائده / 5 ) . حليت اصلى ( بقره / 29 ) . صيغههاى عموم : الفاظى كه عربها براى عموم استعمال كردهاند . اين الفاظ يا از طريق نقل ثابت شده است ، يعنى اينكه عربها براى عموم وضع كردهاند ، يا از طريق استنباط از نقل است ، مانند دانستن اينكه جمع معرف مورد استثنا قرار مىگيرد . استثنا اخراج افرادى است كه لفظ شامل آنها مىشود و هرچند استنباطى است ، ولى شناخت آن از طريق نقل است . پس جمع دلالت بر عموم مىكند . پس الفاظى كه مفيد معناى عموم هستند ، از حيث دلالت از سه قسم خارج نيستند : دلالت يا بر حسب وضع يا عرف يا عقل است . كلمات و الفاظى كه دلالتشان برحسب وضع است ، عبارتند از : 1 - كل 2 - الذى و التى ( اسم موصول ) 3 - من و ما ( براى شرط يا استفهام يا موصول ) 4 - متى ( براى ظرف مبهم چه معناى استفهام بدهد و چه معناى شرط ) 5 - أين و حيثما ( براى ظرف مكان با رعايت معناى شرط ) 6 - جمع معرف به الف و لام ( ال ) يا معرف به اضافه ، مشروط به اينكه الف و لام و اضافه مفيد معناى عهد نباشند 7 - اسم نكره در سياق نفى . كلماتى كه دلالتشان بر معناى عموم از طريق عرف است ، مانند : الفاظى كه دلالت بر مفهوم موافق كنند ، خواه موافق به طريق اولى مانند آيهى فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ و خواه به طريق مساوى مانند آيهى إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى . دلالت هريك از اين دو آيه