جلال جلالى زاده
203
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
بر مفهوم موافقى كه دارند ، برحسب عرف معناى عام پيدا كرده است . آيهى اولى مفيد حرمت كليهى اقسام اذيت و آزارها نسبت به والدين است و آيهى دوم مفيد حرمت هرنوع اتلافى در مال يتيم مىباشد . الفاظى كه دلالتشان بر معناى عموم از طريق عقل است ، مانند حكمى كه مترتب بر صفتى شده باشد ؛ چون رابطهى صفت با حكم رابطهى علت و معلولى است . عقل حكم مىكند هر كجا علت باشد ، معلول نيز موجود مىشود مانند : « أكرم العالم » كه حكم اكرام مترتب بر صفت دانشمندى شده است . اين ترتب مفيد معناى عموم و مدلول عبارت اين است كه هرفردى داراى صفت دانشمندى باشد ، او را اكرام و احترام كنيد . پس ضابطه و قاعدهى كلى در شناختن الفاظ عام اين است كه استثنا از آنها صحيح باشد ؛ يعنى هرلفظى كه بتوان از مدلول آن چيزى استثنا كرد ، عام ناميده مىشود ؛ زيرا بديهى است آنچه استثنا شده از لفظ مستثنى منه بوده و اين خود دليل عام بودن آن است ، مانند « جاء الرجال الا زيدا » ولى جمع مكسر در سياق اثبات اگر مقيد به قيدى نباشد ، عام نيست و حداقل حمل بر دو يا سه نفر مىشود ، ولى اگر مقيد شود چون در افراد قيد عموميت پيدا مىكند ، استثنا از آن صحيح است . مانند « قام رجال كانوا فى دارك إلّا زيدا منهم » . صيغهى امر : صيغهى إفعل ، مضارع مقرون به لام امر ، اسم الفعل به معناى امر .