جلال جلالى زاده

200

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

ص صالح : اصطلاحى در حديث كه مراد از آن صحيح و حسن است كه صلاحيت استدلال دارند . صحابى : هركس كه در عرف اهل زبان همراهى و همنشينىاش طولانى باشد . صحابى در قرآن و سنت تعريف نشده است . اصوليان گفته‌اند : كسى كه يك يا دو سال با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم همراه بوده و در يك يا دو غزوه با او شركت داشته است ، ولى در حقيقت صاحب به كسى گفته مىشود كه همراه و همدم باشد و اين همراهى طولانى مىباشد . تعريفى كه اهل حديث از صحابه نموده‌اند ، اين‌گونه است : هر كس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را ديده و بر اسلام مرده باشد ، كه تعريفى نارساست ؛ چون در تعريف ، اول بايد به حقيقت شرعى سپس به عرف و به حقيقت لغوى مراجعه كرد . صبى مميّز : كودكى كه قدرت تمييز و تشخيص در بين صحيح و باطل را قبل از رسيدن به سن بلوغ دارد و اهليتش اداى ناقص است . صحت : ترتب آثار شرعى بر افعال ، اسباب و شروط مشروعى كه مكلف انجام مىدهد . موافقت با امر شارع و ترتب آثار در دنيا و در آخرت ، مانند اداى نماز با همه‌ى اركان و شروط كه در حقيقت نماز صحيح است : يعنى مجزى و موجب برائت ذمه و مسقط قضاست و در معاملات هرگاه بيعى شرطها و اركانش كامل باشد ، بيع صحيح است : يعنى بيع صحيح موجب انتقال مالكيت و مباح بودن انتفاع و تصرف در مملوك مىشود . موافقت فعل ذى الوجهين با شرع ، يعنى گاهى فعل به سبب دارا بودن شروط و اركان موافق شرع ، مراد و احكام خداوند است و گاهى به سبب دارا نبودن شروط و اركان ، مخالف شرع ، مراد و احكام خداوند است . عبادت مانند نماز ، عقود مانند بيع . ابن جزى گفته است : صحت در نزد متكلمان آن است كه موافق امر باشد و در نزد فقها مسقط قضا . نماز كسى كه نسبت به داشتن وضو ظن دارد ، در نزد متكلمان صحيح است ، ولى در نزد فقها صحيح نيست . اختلاف درباره‌ى