جلال جلالى زاده
20
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
15 - الإحكام فى اصول الأحكام ، سيف الدين ابو الحسن محمد بن ابى على آمدى ( م ، 631 ه . ق ) كه مختصر سه كتاب نامبرده است . 16 - المختصر ، كه مختصر كتاب منتهى السول و الامل فى علمى الاصول و الجدل كه اين هم مختصر « الإحكام » آمدى است ( م ، 646 ه . ق ) . اصوليات شرحهاى زيادى بر كتابهاى المحصول و المختصر نوشتهاند كه از حوصلهى اين كتاب خارج است . 17 - منهاج الوصول الى علم الاصول از بيضاوى ( م ، 685 ه . ق ) . مكتب فقيهان يا روش حنفيه روشى كه پيروان ابو حنيفه به كار بردهاند بررسى فروع و مسائل جزئى و استخراج قواعد كلى از آنها بوده است ( روش استقراء ) و هرگاه قاعدهاى كلى با حكم فرعى يا فروعى تطبيق نمىكرد از آن قاعده عدول و آن را اصلاح كرده و به صورتى درآوردهاند كه با فروع و مصاديق مطابقت نمايد . مشخصات اين مكتب ، تكوين قواعد اصولى از دل فروع فقهى است و بنابراين ميدان فعاليت آنها در زمينهى فروع است و هدف آنها استنباط قواعد اصولى منسجم با اين فروع است و گويى آنها فروع را جستجو كرده و سپس براى آنها قواعدى وضع كردهاند و مىبينيم كه كتابهاى اصولى حنفى شامل بسيارى از فروع فقهى است و احكام فقهى منبع قواعد اصولى است و قواعد اصولى متأثر از فروع است و چون اصول فقه را خادم فقه و روش صحت اجتهاد مىدانند قواعد اصولى را بر اقتضاى احكامى كه از ائمه نقل كردهاند بيان كردهاند و مدعى هستند ائمه هنگام استنباط احكام ، اين قواعد را ملاحظه كردهاند ، يعنى فتاواى ابو حنيفه ، ابو يوسف و محمد بن حسن و زفر را اساس قواعد اصولى خود قرار دادهاند و در عوض اينكه فروع تابع قواعد باشند قواعد تابع فروع هستند . به عنوان مثال ابو بكر جصاص در كتاب « الاصول » در بحث عمل به مفهوم مخالف