جلال جلالى زاده

179

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

مهدى نگاشته است . اين كتاب شامل مباحث حجيت خبر واحد ، حجيت اجماع ، ناسخ و منسوخ و ديگر مسائلى كه مورد اختلاف مردم آن زمان بوده ، مىباشد . لازم به يادآورى است امام شافعى هنگامى كه به مصر رفت ، به بازنگرى آن پرداخت و رساله‌اى كه امروز در دست ماست ، همين رساله است . سبب رساله ناميدنش آن است ، هنگامى كه امام شافعى از نوشتن آن فارغ شد آن را به شكل رساله‌اى درآورد و به حارث بن سريج نقّال داد تا به امام عبد الرحمن بن مهدى برساند . گفته‌اند : هدف امام شافعى از تأليف رساله تقريب دو مكتب فقهى بوده است كه در بسيارى مسائل اختلاف داشته‌اند ، گويا مىخواسته كه براى هردو مكتب رساله‌اى بنويسد و در عين حال خودش به منابع اجتهادى آن‌ها مراجعه بكند . چند تن از علما به شرح آن پرداخته‌اند ، كه مىتوان افراد ذيل را نام برد : ابو بكر صيرفى ( 330 ه . ق ) ابو الوليد نيشابورى ، حسان بن محمد ( 349 ه . ق ) قفال شاشى كبير محمد بن على بن اسماعيل ( 365 ه . ق ) و كتاب مذكور بارها چاپ شده است . رسم تام : آن است كه از جنس قريب و خاصه تركيب شده باشد ، مانند تعريف انسان به حيوان ضاحك كه واژه‌ى حيوان جنس قريب انسان و خنده ، بالقوه از خواص لازمه‌ى انسان و شامل همه‌ى افراد او مىشود . رسم ناقص : آن است كه تنها با خاصه و يا با خاصه و جنس بعيد و يا با اعراض كه اختصاص به يك حقيقت دارند ، مانند تعريف انسان به ضاحك و جسم ضاحك و ماش على قدميه ، عريض الاظفار ، بادى البشره ، مستقيم القامه ، ضحاك بالطبع و چون جنس قريب ذكر نشده ، ناقص ناميده مىشود . رسول : كسى كه خداوند او را براى تبليغ احكام به سوى مردم فرستاده است . هررسولى نبى است ، ولى هر نبى رسول نيست . معتزله در بين رسول و نبى تفاوت قائل نيستند . رشد : رسيدن كودك به حد تكليف كه صلاحيت مسئوليت اعمال خود را داشته باشد و به خوبى خود و اموالش را اداره كند .