جلال جلالى زاده

17

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

مانند فنى جداگانه و مستقلى تدوين كردند و به نام اصول فقه خواندند . نخستين كسى كه به نوشتن اين اصول آغاز كرد امام شافعى بوده است ، عاملى كه شافعى را وادار به تدوين قواعد اين علم كرد پيدايش اختلافات درباره‌ى فقه و سنن و احاديث بود ، عده‌اى در ثبوت آنها شك و ترديد داشتند و آنها را انكار مىكردند برخى تنها احاديثى را مىپذيرفتند كه مبين آيات قرآنى بودند ، برخى احاديث آحاد را رد مىكردند برخى شهرت را شرط مىدانستند برخى عدم مخالفت با عمل اهل مدينه را شرط مىدانستند ، گروه ديگرى درباره‌ى قياس ، استحسان ، اجماع و مدلول صيغه‌هاى امر و نهى و فهم مقاصد شريعت اختلاف داشتند . همه‌ى اين عوامل موجب شدند تا امام شافعى روش خود را در فقه ، و استنباط و بناى مذهبش بر قواعد ثابت و واضح بيان نمايد تا هركس آنها را مىپسندد در افتا و قضا به كار گيرد . امام شافعى اين قواعد را در كتاب « الرسالة » كه بر شاگردش ربيع بن سليمان مرادى املا كرد آورده است كه در حقيقت اولين كتاب اصولى است و شامل مهمترين مسائل و قواعد اصولى مىشود ، در رساله درباره‌ى كتاب ، سنت ، مقام سنت به نسبت قرآن ، طرق اثبات آن ، ناسخ و منسوخ ، علل احاديث ، خبر واحد ، اجماع ، قياس ، استحسان ، دلالت الفاظ ، عام و خاص ، مشترك ، مجمل سخن گفته است جز اينكه بحثهاى رساله از نظم كامل برخوردار نيست همان‌گونه كه هرعلمى در آغاز تكوين و تدوين چنين وضعى را دارد . مكاتب اصولى پس از امام شافعى دانشمندان اسلامى به اصول فقه اهتمام بسيارى نشان دادند و به بحث و بررسى درباره‌ى آن پرداختند و كتابهاى فراوانى درباره‌ى آن نوشتند و به تنظيم و ترتيب بحثها ، موضوعات و مسائل آن پرداختند ؛ اما كتاب شافعى اولين مرجع آنان بود و شرحهاى زيادى بر كتاب الرساله از سوى شافعى مذهبان نگاشته شد ، با اين تفاوت كه شافعى مذهبان در اصول مورد قبول شافعى توقف كرده و چيزى بر آن نيفزودند ، ولى پيروان ديگر مذاهب مانند حنفيه عرف