جلال جلالى زاده
158
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
ائمهى پيشينيان استنباط كردهاند و مثالهاى فقهى بسيارى را براساس قواعد اصوليى كه از فروع فقهى استنباط كردهاند ذكر مىكنند . بدين جهت گفتهاند : اصول فقه در نزد آنها به فقه مدون سزاوارتر است و بيشترين حفاظت را از ميراث فقهى گذشتگان داشته است . حوقله : لا حول و لا قوة إلّا باللّه گفتن . حيثيت : عبارت از تقييد حكم به واژهى « حيث » در نزد اصوليان است و مراد از آن جهت است . به عنوان مثال گفته مىشود : « الفقه من حيث اللغة » يعنى از جهت لغت . حيله : تغيير چيز ناپسند به محبوب و دلپسند . توسل به كه در ظاهر مشروع است به آنچه كه مشروع نيست ، استفاده از امر مشروع به عنوان اساس و وسيلهى ارتكاب امر غير مشروع . اقسام حيله : 1 - حيلههايى كه در باطل بودن آنها اختلافى نيست ، مانند حيلهى منافقان و رباكاران و ساختن مسجد ضرار . 2 - آنچه كه در جواز آن اختلاف نيست ، مانند گفتن كلمهى كفر در حال ( اجبار نحل / 106 ) . 3 - آنچه كه با دليل قاطع موافقت يا مخالفت آن با مقصد شارع مشخص نشده است كه مورد اختلاف علماست . حيلههاى مباح فقهى : نيرنگ به كار بردن براى تغيير روش مشروعى است كه براى امر معينى وضع شده است و استعمال آن در وضعيت ديگرى به قصد اثبات حق يا دفع ظلم يا تسهيل امرى به سبب نياز است . روا بودن اين حيله در نزد برخى از فقها براى آن است كه منجر به اسقاط حق ديگرى و يا ضرر زدن نيست . مانند اينكه شخص سوگند ياد كند كه در ماه رمضان در روز با زنش بياميزد ، مفتى حنفى فتوا مىدهد كه در روزهاى ماه رمضان مىتواند با زنش نزديكى كند و سوگندش شكسته نشود و اين هم از طريق حيلهى فقهى است كه با زنش به مسافرت مىرود و در اثناى سفر با او آميزش مىكند ، كه در نتيجه از نظر شرعى سوگندش شكسته نشده است .