جلال جلالى زاده

127

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

ح حاجيات : نيازمندىها . حاجيات يا مقاصد حاجى ، آن‌چه كه در راه رسيدن به رفاه ، فراخ‌مندى و رفع تنگناهايى كه غالبا به سختى و مشقت منتهى مىشوند ، مورد نيازند كه اگر مراعات نشوند ، همه‌ى مكلفان به سختى و رنج مىافتند ، ولى به حد فسادى كه در مصالح عمومى مورد انتظار است ، نمىرسند ، و صيانت از مقاصد شريعت كه ضروريات پنج‌گانه ناميده مىشوند بر آن‌ها متوقف نيست . يعنى اگر شارع احكامى كه مصالح مورد نياز را حفظ مىكنند ، تشريع نكند . دين ، جان ، نسل ، عقل و مال از بين نمىروند ، بلكه اصول اين مصالح حفظ مىشوند ، ولى اين حفظ كامل‌تر نمىشود ، مگر اين‌كه اين مصالح مراعات شوند . حاجيات در عبادات ، رخصت‌هايى هستند كه رنج سفر را مىكاهند ، مثل قصر و جمع نماز و افطار . در معاملات مانند مضاربه ، مساقات ، سلم . در جنايات ، مانند ديه بر عاقله در قتل خطا . در عادات مانند جواز شكار و بهره‌مندى از روزىهاى پاكيزه . حاجيات امورى هستند كه زندگى را بر مردم آسان نموده و سختى و مشقت را مىزدايند ، كه اگر همه يا برخى از آن‌ها دچار اختلال شوند مردم دچار مشكل مىشوند ، بدون اين‌كه نظام زندگى آن‌ها مختل شود . در كل موجب سهولت معاملات مىشود . حادث : آن‌چه كه مسبوق به نيستى است ( حدوث زمانى ) و اگر نياز به ديگرى داشته باشد ، حدوث ذاتى ناميده مىشود . رخدادى كه نياز به فتوا دارد تا حكم آن را بيان نمايد . حافظ : كسى كه اوصاف محدث را دارد و احاديث و راويان زيادى را از بر دارد . عده‌اى گفته‌اند : صد هزار حديث را از جهت متن و سند از بر دارد . حاكم : كسى كه احكام پنج‌گانه تكليفى را صادر و وضع مىكند و مراد از آن ، خداوند است . در نزد اهل سنت و جماعت ( اشاعره ) مراد از آن كتاب و سنت و نزد معتزله مراد از آن عقل است ؛ چون مستقلا احكام پنج‌گانه‌ى تكليفى را درك مىكند .