جلال جلالى زاده
111
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
تذنيب : آوردن مطلبى در كتاب پس از مطلب ديگر به سبب تناسب در بين آنها . تراخى : تأخير در انجام واجب و احكام خداوند همه بر فوريت دلالت دارند ، مگر اينكه نص بر جايز بودن تراخى وارد شود يا تأخير در انجام فعل مأمور به در اولين وقت ممكن . ترادف : در اصطلاح يعنى چند لفظ مفرد كه بر معناى واحد دلالت مىكنند و بر دو معنا اطلاق مىشود : 1 - اتحاد در مصداق 2 - اتحاد در مفهوم . هر كسى اولى را ملاحظه كند ، در بين آنها تفاوت قائل مىشود و اگر دومى را ملاحظه كند ، در بين آنها تفاوت قائل نمىشود . ترادف يعنى تعدد لفظ و وحدت معنى مثل قمح ، برّ و حنطة . دو لفظ مترادف مىتوانند جايگزين يكديگر شوند ، مثل ليث و اسد ، أشكوبثى و حزنى ، ( يوسف / 86 ) قطّه و هرّه و دو لفظ دلالت نص و مفهوم موافقه در نزد برخى از اصوليان . ترتيل : رعايت مخارج حروف و حفظ وقف ، آهسته خواندن قرآن با صداى حزين و مرتب خواندن حروف كلمات . ترتيب الأدله : آن است كه جلى بر خفى ، قطعى بر ظنى ، منطوق بر قياس ، قياس جلى بر خفى منطوق بر مسكوت عنه مقدم شود . روش ائمه در تقديم و تأخير در بين ادلهى شرعى مختلف فيه است . برخى استحسان را بر استصحاب ، برخى عمل اهل مدينه را بر قياس و استحسان ترجيح مىدهند و برخى سد ذرايع را بر استحسان و عرف برترى مىدهند . ترجيح : از نوسان گرفته شده ، رجح الميزان ، هرگاه يكى از كفههاى آن سنگينتر شود . در اصطلاح تقويت يكى از دو اماره بر ديگرى است ، تا از لحاظ شرعى به آن عمل شود . ترجيح ، يعنى بيان مزيت يكى از دو دليل بر ديگرى ، برترى دادن يكى از دو دليل متعارض بر ديگرى به سبب مزيتى كه در آن است و موجب مىشود عمل كردن به آن بهتر از ديگرى باشد . ترجيح در بين دو دليل قطعى يا در بين دليل قطعى و ظنى نيست . اماره يعنى دليل ظنى و اما اينكه تقويت يكى از آنها بر ديگرى براى بيان فصيح بودن نه براى عملكردن ، ترجيح به شمار نمىآيد .