جلال جلالى زاده
101
مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )
ت تابعى : كسى كه مؤمن بوده و يك صحابه يا بيشتر را ملاقات كرده و با ايمان از دنيا رفته باشد . ائمه اربعه را از تابعين تابعين به شمار مىآورند . تأثير : زوال حكم به سبب زوال علت است . تأخير البيان : تأخير بيان از وقت خطاب در نزد اكثر اصوليان جايز است . معتزله بهطور مطلق آن را جايز نمىدانند ، ولى تأخير بيان در وقت نياز جايز نيست و گرنه تكليف « ما لا يطاق » لازم مىشود . تأخير حكم قاضى جايز نيست كه پس از وجود شرايط ، حكم را به تأخير اندازد . تأديب : يكى از معانى صيغهى امر است ، مانند « كل مما يليك » . تأسى : يعنى عملى را همانگونه كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انجام داده ، به خاطر پيروى از او انجام شود . اين پس از شناخت قصد فاعل از انجام فعل است و شامل ايجاب ، ندب يا اباحه است ، يعنى تأسى به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مقتضى شناخت قصد قربت و عدم قصد قربت از انجام فعل است . پس اگر ثابت شد كه آن حضرت عملى را انجام داده ، ولى قصد او مشخص نشد اكثر اصوليان معتقد به عدم تأسى هستند . يعنى « أن تفعل مثل فعل الرسول ، على وجهه ، من أجل فعله ، مثل فعله » قيد است ؛ چون با اختلاف در صورت و شكل فعل تأسى نيست . روزهدار نمىتواند به نمازگزار تأسى كند و كلمهى « على وجه » قيد دومى است ، يعنى مشاركت در هدف و نيت فاعل است ؛ چون در اختلاف دو فعل در اينكه يكى از آنها واجب و ديگرى واجب نباشد هرچند در صورت يكى باشند ، تأسى نيست . عبارت « من أجل فعله » قيد سومى است ؛ چون اگر عمل دو نفر در صورت و صفت متفق باشد و يكى از آنها به خاطر ديگرى نباشد ، مانند توافق گروهى در جماعت نماز ظهر يا روزهى رمضان به خاطر پيروى از خداوند ، كه گفته نمىشود به همديگر تأسى كردهاند . تأسيس : بيان معنايى كه قبلا نبوده است . اصوليان گفتهاند : تأسيس بهتر از تأكيد است ؛ چون حمل كلام بر افادهى