جلال جلالى زاده

102

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

معناى جديد بهتر از حمل آن بر تكرار معناى اول است . تأكيد : لفظى است كه براى تقويت و تثبيت معناى قبلى وضع شده است ، گاهى با تكرار لفظ است و گاهى با كلمات ديگر است . تأكيد لفظى آن است كه عين لفظ تكرار شود ، مثل أتى أتى زيد . تأكيد معنوى آن است كه لفظ با كلماتى مانند عين و نفس تأكيد شود . تأكيد لفظى براى ترس از فراموشى يا گوش ندادن يا بىتوجهى به كار مىرود . تأكيد معنوى براى تثبيت معنا در ذهن شنونده و دفع مجاز به كار مىرود . تام : تصرف و عملى كه اركان و اوصاف شرعى آن كامل است ، به گونه‌اى كه از مكلف درخواست تكرار يا قضاى آن در آينده نمىشود . تأليف : قرار دادن چند چيز متعدد در كنار هم به گونه‌اى كه يك نام بر آن‌ها اطلاق شود ، چه اين‌كه با تقديم و تأخير برخى از آن‌ها باهم نسبتى داشته باشند يا خير ؟ و اعم از ترتيب است . تأمل : به كار بردن فكر . أمر با تأمل بدون فاء ، براى پرسيدن در اين مورد است و با فاء براى تحقيق توضيح پس از آن است . برخى گفته‌اند : تأمل بدون فاء اشاره به پاسخ ضعيف و ( فليتأمل ) به پاسخ ضعيف‌تر است . معناى تأمل ، يعنى جاى دقت است و معناى ( فتأمل ) امرى زايد بر دقت به تفصيل است و معناى ( فليتأمل ) باتوجه به اين‌كه زيادى حروف دلالت بر زيادى معنا مىكند ، همين‌طور است . تأويل : در لغت به معناى بازگشتن است و در نزد پيشينيان داراى دو معناست : اول به معناى تفسير است جز اين‌كه تفسير را براى بيان مراد از ظاهر لفظ به كار مىبرند و تأويل بيان مراد به وسيله‌ى معناست و مراد در اين‌جا معناى دوم است . اصوليان متأخر در تعريف تأويل گفته‌اند : عدول لفظ از معناى راجح به معناى مرجوح به سبب دليلى است كه قرين آن است . گاهى كلام ، احتمال دو معنا يا بيشتر را دارد ، جز اين‌كه يكى از معانى ظهورش در اين لفظ يا به خاطر وضع يا استعمال يا عرف بيشتر است . پس