جلال جلالى زاده

100

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

از بيان قولى است ؛ چون در بيان فعلى مشاهده و معاينه صورت فعل است . 9 - بيان قولى ، هرآن‌چه كه بيانش قول خدا يا پيامبر باشد ، اولى و ارجح است ، مانند صَفْراءُ فاقِعٌ لَوْنُها ( بقره / 69 ) تا آخر آن‌كه بيان آيه إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً ( بقره / 67 ) مىباشد . 10 - بيان تفسير ، بيان آن‌چه كه به گونه‌ى طبيعى يا عارضى معناى آن غامض است ، مانند غموضى كه در لفظ مشترك ، مجمل ، مشكل و خفى وجود دارد ، يعنى عمل به ظاهر آن غير مراد يا ممكن نيست ، بلكه متوقف بر بيان آن به وسيله‌ى عمل‌كردن است و اين بيان تفسير است ، مانند آيه وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ ( بقره / 43 ) كه نياز به بيان تفسير دارد و بيان آن در سنت پيامبر با مشخص‌كردن تعداد ركعت‌هاى نماز و مقدار زكات مشخص شده است . بيّنه : در كلام خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و پيشينيان نام هرچيزى است كه حق را آشكار مىكند و در قرآن از آن به نام برهان روشن تعبير شده است . در اصطلاح اصوليان و فقيهان بر شاهد ، سوگند ، اعتراف و سند اطلاق مىشود .