مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

893

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 128 . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 500 . وصف غير صريح ر . ك : وصف مقدر وصف غير مشعر عليت صفت فاقد دلالت بر علّيت مبدأ اشتقاق آن براى ثبوت حكم وصف غير مشعر عليت ، مقابل وصف مشعر عليت بوده و عبارت است از وصفى كه هيچ دلالتى بر اين ندارد كه مبدأ اشتقاق آن ، علت براى ثبوت حكم بر موصوفش مىباشد ، مثل : « رأيت زيدا يوم الجمعة » ، كه « يوم الجمعة » وصف اصولى است و به عليت اشعار ندارد . نيز ر . ك : وصف مشعر عليت . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 502 . وصف غير معتمد بر موصوف وصف براى موصوف غير مذكور در كلام وصف غير معتمد بر موصوف ، مقابل وصف معتمد بر موصوف بوده و عبارت است از وصفى كه موصوف آن در كلام ذكر نشده است ، مانند : « فاسق » در آيه شريفه إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا . « 1 » نكته : در ميان اصوليون اختلاف است كه آيا مورد نزاع در مفهوم وصف ، فقط وصف معتمد بر موصوف است يا اينكه شامل وصف معتمد بر موصوف و غير معتمد بر موصوف ، هر دو ، مىشود ؛ برخى مانند مرحوم « نائينى » در « اجود التقريرات » « 2 » و محقق « خويى » در « محاضرات » « 3 » معتقدند مورد نزاع ، فقط وصف معتمد بر موصوف است ، و برخى ديگر ، مانند مرحوم « امام خمينى » در « تهذيب الاصول » « 4 » بر اين عقيده‌اند كه مورد نزاع ، هر دو را شامل مىشود . مكارم شيرازى ، ناصر ، انوار الاصول ، ج 2 ، ص 53 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص ( 123 - 122 ) . فاضل لنكرانى ، محمد ، كفاية الاصول ، ج 3 ، ص 313 . وصف غير ملازم عبادت ر . ك : وصف مفارق عبادت وصف متحد عبادت ر . ك : وصف ملازم عبادت وصف مشعر عليت وصف بيان‌گر تأثير مبدأ اشتقاق آن بر ثبوت حكم وصف مشعر عليت ، كه مقابل وصف غير مشعر عليت مىباشد ، وصفى است كه اشعار ( دلالت ضعيف ) دارد به اينكه مبدأ اشتقاقش ، علت براى ثبوت حكم بر موصوف آن مىباشد ، مانند : « اكرم رجلا عالما » ، كه وصف « عالم » ، دلالت ضعيف دارد بر اينكه علت اكرام رجل ، وجود علم ( مبدأ اشتقاق صفت عالميت ) است . نكته اول : دانشمندان اصولى قانونى دارند به نام « تعليق الحكم على الوصف مشعر بعلية منشأ اشتقاقه » ؛ براى مثال ، در جمله : « اكرم انسانا عالما » ، وجوب اكرام ، به انسان عالم تعلق گرفته و دلالت مىكند بر اينكه منشأ اشتقاق « عالم » ( علم ) در وجوب اكرام مدخليت دارد . اين‌گونه جملات اگرچه صراحت موجود در جملاتى مثل : « اكرم زيدا لكونه عالما » را نسبت به بيان علت حكم ندارد ، ولى مشعر به عليت است ؛ يعنى عليت از او استشمام مىشود ؛ به اين معنا كه علت وجوب اكرام انسان ، همان عالميت او است و وقتى « عالميت » علت شد ، حكم داير مدار علت است ، هم از نظر وجود و هم از نظر عدم ؛ به اين معنا كه هرجا علت ( مبدأ اشتقاق و وصف ) بود ، حكم هم هست و هرجا علت نبود ، حكم هم نيست ، چون وجود حكم منوط به وجود علت است . اما منكران مفهوم وصف مىگويند : ما نيز مىپذيريم كه تعليق حكم بر وصف ، مشعر به عليت است ، اما مجرد اشعار كافى نيست و بايد به درجه ظهور عرفى برسد . نكته دوم : اشعار ، به معناى دلالت ضعيفى است كه به حد ظهور عرفى نمىرسد و به اين جهت حجيت ندارد ؛ بر خلاف ظهور عرفى كه حجت است . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 1 ، ص 502 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص ( 264 - 263 ) . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 125 . وصف معتمد بر موصوف وصف براى موصوف مذكور در كلام وصف معتمد بر موصوف ، وصفى است كه موصوف آن در كلام ذكر شده و به اصطلاح ، به موصوف تكيه كرده است ، مانند : « اكرم انسانا عالما » و يا « اكرم رجلا عادلا » ؛ به خلاف وصف غير معتمد بر موصوف كه موصوف آن در كلام ذكر نشده است . نكته : در ميان اصولىها اختلاف است كه مورد نزاع در مفهوم

--> ( 1 ) . حجرات ( 49 ) ، آيه 6 . ( 2 ) . نائينى ، محمد حسين ، اجود التقريرات ، ج 1 ، ص 433 . ( 3 ) . خويى ، ابو القاسم ، محاضرات فى اصول الفقه ، ج 5 ، ص 127 . ( 4 ) . خمينى ، روح الله ، تهذيب الاصول ، ص 452 .